شمارهٔ ۲۳۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و دلدادگی اشاره میکند. او از درد و رنجی که به خاطر معشوق به او رسیده شکایت دارد و با کلماتی زیبا و تصاویری شاعرانه، احساسات خود را بیان میکند. شاعر میگوید که با عشق معشوق، اگرچه در عذاب است، اما بوسههایش میتواند زندگی را به او برگرداند. او به زیبایی معشوق، از جمله چشمان نرگس و زلفهایش، اشاره کرده و میخواهد که این عشق به جنون منجر شود. در نهایت، او به شادی و غم عشق نیز میپردازد و میگوید اگر مردم به شادیهای دنیوی توجه کنند، عشق او و معشوقش همچنان بیشتر و بیشتر میشود.
بجرم آنکه تو خون کرده ای دل ما رازنیم بوسه بلعل تو تا بخون آریم
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه دل ما را به درد آوردهای، ما هم لبان تو را میبوسیم تا دوباره آن درد را به یاد آوریم.
هزار خون تو بگردن گرفته ای، ما دستبحیرتیم که در گردن تو چون آریم
هوش مصنوعی: تو مسئول هزاران گناه و خطا هستی، اما ما در حیرت هستیم که چگونه باید این بار سنگین را بر دوش تو بگذاریم.
بچشم نرگس اگر سوی ما چمن نگردزبان سوسن او از قفا برون آریم
هوش مصنوعی: اگر چشم نرگس به سمت ما نباشد، ما از پشت، زبان سوسن را بیرون میآوریم.
گرفت لاله قدح، گل گشاده لب بفرحبیا که باده گلرنگ لاله گون آریم
هوش مصنوعی: لاله جام را گرفت و گل لبخند زد. بیا که با هم شراب رنگین لالهگون بیاوریم و شاد باشیم.
کنونکه زلف تو سر حلقه مجانین استسزد که سر همه در حلقه جنون آریم
هوش مصنوعی: هماکنون که موهای تو به نماد دیوانگی تبدیل شدهاند، شایسته است که همه ما خود را در این دیوانگی غرق کنیم.
اگر بشادی عالم غم حبیب حسابکنند، خلق کم آرند و ما فزون آریم
هوش مصنوعی: اگر خوشیهای دنیا را با غم عزیزان محاسبه کنیم، مردم کم خواهند آورد، اما ما زیاد داریم.