شمارهٔ ۲۲۹
هوش مصنوعی: در این شعر، گویا شاعر از حالت سردرگمی و بیراهی خود سخن میگوید. او میگوید که انسانها به دو طرف، یعنی مسجد و دیر، روی میآورند و در این بیخبری و بیدلی، نتوانستهاند راه راست را پیدا کنند. شاعر خود را حقیر و ناتوان میداند و به درگاه خداوند دعا میکند که جز راه گدا و بندهای بودن، راهی برای نزدیکی به او ندارد. به طور کلی، شعر بیان کننده احساس ناامیدی و دردمندی انسانها در جستجوی حقیقت و ارتباط با خداست.
خداوندا عجب شوریده رائیمچنین بیدانش و بیدل چرائیم
هوش مصنوعی: پروردگارا، چه دلی سرشار از شوق و حیرانی دارم که نه دانشی دارم و نه دلی آرام.
یکی پوید ره مسجد، یکی دیراز این سو رانده زان سومانده مائیم
هوش مصنوعی: یکی به سمت مسجد میرود و دیگری به سوی معبد، و ما همچنان در این میان ماندهایم.
نه راه خلق پویان نی ره حقنمیدانم در این عالم کرائیم
هوش مصنوعی: من نه راهی برای جستجوی خلق دارم و نه مسیر حقی را در این جهان میشناسم؛ بهطور کلی خود را در این عالم سرگردان مییابم.
حقیر و ناتوان و زار و بی ریااسیر و دردمند و بی نوائیم
هوش مصنوعی: ما انسانهای ناتوان و نیازمند، در رنج و عذابی بیپایان هستیم و هیچ دروغ و تظاهر در وجودمان نیست.
بسوی درگهت راهی نداریمجز این ره که تو شاهی ما گدائیم
هوش مصنوعی: به سوی درگاه تو راهی جز این نداریم که تو تنها پادشاهی و ما گدایان تو هستیم.