شمارهٔ ۲۵۵
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و هوای عاشقانه و معنوی speaker میپردازد که تا دیروز بیدار و مست از خیال محبوبش بوده است. شاعر اشاره میکند که عمر خود را در مدرسه و خانقاه گذرانده و در جستجوی حقیقت زندگی بوده است. او از شبهای پرخمار و سپیدهدمهای معنوی صحبت میکند و به این نکته میرسد که در جستجوی عشق و حقیقت، از غرور و پندار دور بوده است. در نهایت، شاعر تأکید میکند که با تجربههای متفاوت، هم در جستجوی عرفان و هم لذتهای دنیوی بوده و به مقصد و منزل رسیده است.
دیشب بیاد چشم تو بیدار بوده ایممست از خیال ساغر سرشار بوده ایم
هوش مصنوعی: دیشب به یاد چشمان تو بیدار بودیم و در خیالاتمان از شراب سرشار مست شده بودیم.
یک عمر صرف مدرسه کردیم و خانقاهیک عمر نیز بر در خمار بوده ایم
هوش مصنوعی: ما سالها در مدرسه و خانقاه گذشتهایم و همچنین مدت زیادی را در پی خوشگذرانی سپری کردهایم.
شب در پناه خم بخرابات و صبحدماندر حجاب خرقه و دستار بوده ایم
هوش مصنوعی: در شب، در سایهی خمخانه و در سحرگاه، در پوشش لباسهای خود و با دستار، به سر بردهایم.
آن کار را که بر سر انکار بوده شیخما صبح و شام بر سر آن کار بوده ایم
هوش مصنوعی: شیخ ما روز و شب مشغول همان کاری بوده که ما به انکار آن مشغول بودیم.
مست از شراب ناب و خراب از دو چشم دوستدور از غرور باده پندار بوده ایم
هوش مصنوعی: مست از شراب خوب و خراب از نگاه دوست، دور از خیال و خودبینی، بودهایم.
دانی چرا بمنزل و مقصد رسیده ایمزودتر ز دیگران، که سبکبار بوده ایم
هوش مصنوعی: میدانی چرا زودتر از دیگران به مقصد رسیدیم؟ چون با بار کمتری حرکت کردیم و سبکبار بودیم.
هم در طواف کعبه و میخانه گشته ایمهم در شمار سبحه و زنار بوده ایم
هوش مصنوعی: ما هم در حال انجام طواف دور کعبه بودهایم و هم در حال گردش در میخانه. ما هم در شمار دانههای تسبیح بودهایم و هم در زنجیر وابستگی.