شمارهٔ ۲۶۵
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به همبستگی و یکپارچگی بشر اشاره میکند و تأکید میکند که باید به جای تمایزها، به اشتراکات و نقاط قوت مشترک خود توجه کنیم. او بر این نکته تأکید دارد که دین، عقیده و مسیرهای مختلف باید به یک مقصد منتهی شوند و از اختلافات فاصله بگیریم. همچنین به ارزش زندگی و زیباییهای آن اشاره میکند و میگوید که نباید درگیر مسائلی شویم که ما را از پرداختن به زیباییها و معانی عمیق زندگی دور میکند. در نهایت، او بر لزوم خردورزی و دوری از بیخردی تأکید میکند و ابراز تأسف میکند که برخی افراد از حقیقت و زیبایی دور میشوند.
خیز تا رخت از این کوی بیکسوی کنیمکار با مردم گیتی همه یک روی کنیم
هوش مصنوعی: برخیز و از این مکان خالی برویم، تا کارهای مردم دنیا را به گونهای یکسان انجام دهیم.
دین یکی، قبله یکی، راه یکی، شاه یکی استتا بکی روی از این سوی بدان سوی کنیم
هوش مصنوعی: همه ما یک دین داریم، یک قبله داریم، یک راه داریم و یک پادشاه داریم. پس چرا باید در این سمت به آن سمت برویم و از هم جدا شویم؟
بیش از این بهره ما نیست زانصاف قضاگر همه قسم جهانرا بتر از وی کنیم
هوش مصنوعی: ما نمیتوانیم از عدالت رویدادها بیشتر از این توقع داشته باشیم، حتی اگر تمام دنیا را هم به بدترین شکل ممکن بسنجیم.
از نصیبی که نهادند فزون میندهندروز و شب گرد جهان هر چه تکاپوی کنیم
هوش مصنوعی: هرچقدر که تلاش کنیم و روز و شب بر گرد جهان بگردیم، بیشتر از آنچه که برای ما مقدر شده، به ما نمیدهند.
ما که داریم چمنها ز گل و لاله و سروبدمنها گل خر زهره چرا بوی کنیم
هوش مصنوعی: ما که در دل باغها عطر گل و لاله و سرو را داریم، چرا باید بوی بد را استنشاق کنیم؟
آنکه صد سلسله دل بست بیک حلقه زلفآفرینش همه بر قوت بازوی کنیم
هوش مصنوعی: آن کسی که به صد رشته دل بسته است، با یک حلقه از زلف آفرینش، همه را به قدرت بازوی خود مرتبط میکند.
تا ببینیم یکی صورت حال دو جهانیکنفس روی در آئینه زانوی کنیم
هوش مصنوعی: به ما زمان بده تا ببینیم که چگونه میتوانیم با یک دم، به بازتاب دو جهان در آئینه نگاهی بیندازیم و زندگی را به دقت بررسی کنیم.
ما که از مغزهش و جان خردزاده شدیمحیف از آن است که با بیخردان خوی کنیم
هوش مصنوعی: ما که از چیزهای مهم و با ارزش متولد شدهایم، نباید خود را درگیر بیخردان کنیم؛ این کار واقعا نادرست و بیمعنا است.