شمارهٔ ۲۶۷
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به همدلی و فرار از زشتیهاست. شاعر از دوستانش میخواهد تا در لحظهای با هم به توبه از اعمال ناپسند بپردازند و از گفتار بیهوده دوری جسته، به درک و عشق واقعی برسند. او بر این نکته تأکید میکند که در زمان مرگ، هیچکس جز خودِ انسان نمیتواند یاریاش کند و لذا باید به فکر خود و یکدیگر باشند و در زندگی به همدیگر غمخواری کنند.
خیز ای همدم که یکدم ناله و زاری کنیمتوبه از بدکار و از زشت کرداری کنیم
هوش مصنوعی: برخیز ای دوست، بیایید که لحظهای با هم شکایت و گریه کنیم و از کارهای زشت و ناپسند خود پشیمان شویم.
تا بکی بیهوه گفتاری بیا ای همنشینسخت بیزاری از این بیهوه گفتاری کنیم
هوش مصنوعی: چرا باید به سخنان بیهوده ادامه دهیم؟ ای همنشین، از این نوع گفتار بسیار متنفرم و میخواهم دربارهاش صحبت نکنیم.
کس نیارد کرد از یاران چو یاری روز مرگشاید ازما خویشتن، از خویشتن یاری کنیم
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند در روز مرگ به یاری دوستان برود، شاید بتوانیم در زمان زندگی خود به خودمان کمک کنیم.
کس نخواهد کرد غمخواری بما چون بعد مرگشاید ار ما خویشتن، از خویش غمخواری کنیم
هوش مصنوعی: هیچ کس بعد از مرگ به مدد ما نخواهد آمد، بنابراین بهتر است که در زمان حیات خود، به فکر خودمان و خوشحالی خود باشیم.