شمارهٔ ۲۹۰
هوش مصنوعی: این شعر دعوت به عشق و شور و حال دارد. شاعر از معشوقه میخواهد که اگر از عاشقان نیست، دستکم داستانی از عاشقی تعریف کند. او میگوید که در عشق اگر لذتی نیافته، باید به تقلید و یا نالهای مستانه بپردازد. همچنین از او میخواهد که با شکستن پیمانههای شراب، خانه را ویران کرده و جای خود را پیدا کند. در نهایت، به او توصیه میکند که به جای نشستن در غم و ناراحتی، مانند مردان عمل کند و همتی شجاعانه به خرج دهد.
گر نیستی از عاشقان از عاشقی افسانه کنخون دل از چشمت روان نبود، اناری دانه کن
هوش مصنوعی: اگر تو از عاشقان نیستی، پس حداقل داستانی از عشق بساز. اگر اشک از چشمانت نمیریزد، حداقل یک انار را دانهدانه کن.
از باده عشقت اگر ذوقی نیامد در جگرباری بتقلید و سمر یک ناله مستانه کن
هوش مصنوعی: اگر از عشق تو شرابی نچشیدم و لذتی به دل نیامد، دست کم مانند کسانی که در مستی هستند، یک ناله عاشقانه سر بده.
بر سنگ زن پیمانه را در هم شکن در دانه راویرانه ساز این خانه را با خانه در ویرانه کن
هوش مصنوعی: از پیمانهٔ سنگی بخواه تا در هم بشکند و دانهٔ گندم را خراب کند. این خانه را ویران کن و آن را با خانههای ویران دیگر پیوند بزن.
هم شیشه بر خار افکن هم خیمه بر صحرا فکنهم رخت بر دریا فکن هم خوی با دیوانه کن
هوش مصنوعی: شیشه را بر خارها بینداز، خیمه را در صحرا بزن، لباس را در دریا بینداز و رفتار خود را با دیوانگان هماهنگ کن.
تا کی در این بیت الحزن بنشسته ای مانند زنگام از پی مردان بزن یا همتی مردانه کن
هوش مصنوعی: تا کی باید در این درد و اندوه نشستهای؟ مانند یک زن، قدم از پی مردان بردار یا با اراده و عزمی مردانه عمل کن.