شمارهٔ ۳۰۰
هوش مصنوعی: این شعر به نقد رفتار کسانی میپردازد که در محافل نوشیدنی با افراد نادان صحبت میکنند و خود را به عنوان دانشمند معرفی میکنند. شاعر بر این باور است که؛ گفت و گو با نادانان، به ویژه در موضوعات عمیق، بیفایده است و تنها باعث بروز اظهارات بیمعنی میشود. همچنین اشاره میکند که شخصی مانند شیخ وسواسی در جمع رندان باید به شکل خاصی رفتار کند و احتیاط کرده و از مشکلات اجتماعی دوری کند. به طور کلی، این متن به اهمیت همنشینی با افراد دانا و پرهیز از بیمحتوایی در گفتار تأکید دارد.
عیب دانشور بود با ناکسان صهبا زدندر حضور باده خواران حرف بی پروا زدن
هوش مصنوعی: نقص و کمبود کسی که عالم است این است که در جمع افراد بیفرهنگ و ناباب، با اعتماد به نفس درباره نوشیدن شراب صحبت کند و بیپروا حرف بزند.
می زدن نیکو بود در کیش دانایان ولیشرط دانش نیست جز با مردم دانا زدن
هوش مصنوعی: نوشیدن شراب در بین حکیمان کار خوبی است، اما دانایی تنها با ارتباط با افراد با دانش واقعی به دست میآید.
چیست با بی دانشان گفتن سخنهای دقیقتیغ هندی بر فراز صخره صما زدن
هوش مصنوعی: گفتن نکات دقیق و پیچیده به کسانی که دانشی ندارند، مانند این است که بخواهی تیغی تیز را بر روی یک سنگ سخت بزنید.
چون نداری خبرت از علم معانی و زبیانپس چه افتادت بیاوه حرف بیمعنی زدن
هوش مصنوعی: اگر از علم معانی و زبان آگاهی نداری، پس چرا بیمورد و بیمعنی سخن میگویی؟
شیخ وسواسی نهد در بزم رندان چون قدمجامه را از پیش و از پس بایدش بالا زدن
هوش مصنوعی: شیخی وسواسی به مجالس سوزان رندی میآید و چون میخواهد وارد شود، باید با احتیاط و دقت قدم بگذارد و لباسش را از جلو و عقب بالا بزند.