شمارهٔ ۳۲۰
هوش مصنوعی: این شعر به نقد شیخها و علمای دینی میپردازد و بر این نکته تأکید میکند که صرفاً داشتن ظواهر مذهبی مانند خرقه و دستار کافی نیست. شاعر از شیخ میپرسد که او جز اندوه و اندیشههای تکراری چه چیزی دارد و تأکید میکند که علم و تکرار درسی که به آن اهمیت نمیدهند، بیفایده است. همچنین شاعر به کمتحرکی و بیعملی در زندگی دینی اشاره کرده و از شیخ میخواهد تا به کارهای نیک خود بپردازد و از خود بگوید. در نهایت با اشاره به اینکه رندان خراب و بیخودند و به شیخ کاری ندارند، نوعی انتقاد اجتماعی و فرهنگی از وضعیت آن زمان را مطرح میکند.
ای شیخ جز این خرقه و دستار چه داریجز انده و اندیشه بسیار چه داری
هوش مصنوعی: ای شیخ! غیر از این لباس و کاکل چه چیزی در دست داری؟ جز غم و فکرهای زیاد چیزی دیگر نداری.
گیرم تو خری علم چه باریست به دوشتدر گل چو فتاد این خر و این بار، چه داری
هوش مصنوعی: اگر فرض کنیم تو دانشی بزرگ داری، اما در عمل چه فایدهای دارد؟ مانند اسبی که در گل افتاده و بارش سنگین شده، حالا نه تنها قادر به حرکت نیست بلکه بارش هم به دردش نمیخورد.
تکرار کنی روز و شب این درس مزوریک بار بگو زین همه تکرار چه داری
هوش مصنوعی: اگر مدام روز و شب این درس فریبنده را تکرار کنی، یک بار بگو از این همه تکرار چه نتیجهای گرفتهای؟
تسبیح تو چون رشته و دستار تو افسارآخر بجز این رشته و افسار چه داری
هوش مصنوعی: تسبیح تو مانند یک رشته است و عمامهات بهمانند افسار. در واقع، جز این رشته و افسار، چیز دیگری در اختیار نداری.
عمریست که داری به در مدرسه مشکویباری خبر خانه خمار چه داری
هوش مصنوعی: سالهاست که در مدرسه مشغول تعلیم و تربیت هستی، اما از حال و احوال جایی که میتوانی خمری بنوشی، هیچ اطلاعی نداری.
ما رند خرابیم و به تو کار نداریمشیخی و کبیری تو، به ما کار چه داری
هوش مصنوعی: ما افرادی بیخیال و آزاد هستیم و به امور شما چندان توجهی نداریم. تو هرچه مقام و مرتبهای داشته باشی، به ما ارتباطی ندارد.
گفتار نکو از تو شنیدهستیم امابر گو تو ز نیکویی کردار چه داری
هوش مصنوعی: ما از تو سخنان زیبا و نیکو شنیدهایم، اما حالا بگو که در عمل و کردار، چه کار نیکویی انجام میدهی؟