شمارهٔ ۳۱۹
هوش مصنوعی: شاعر در این متن به تفاوت میان ظاهر و باطن اشاره میکند. او نامناسب بودن خود را نسبت به مقام و ثروت بیان میکند و میگوید که تاج فقر و قناعت برای او ارزشمندتر از مقام و قدرت است. او به درگاه پادشاه توجهی ندارد و به نعمت و ثروت دیگران چشم ندوزد، چرا که از سوی خدا بی نیاز شده و دلش آسوده است. در نهایت، او بر این باور است که خوشبختی واقعی در قناعت و رضایت از زندگی است.
من بدین کهنه دلق و کهنه کلاهنکنم سر فرو به افسر شاه
هوش مصنوعی: من به خاطر یک لباس کهنه و یک کلاه قدیمی، سرم را به تاج شاه نمیگذارم.
روی ناخوب و خوی نامرغوبمیزنم طعنه ها بمهر و بماه
هوش مصنوعی: من به خصوصیات بد و رفتار ناپسند اشاره میکنم و آنها را با کنایه و طعنه به ستارگان و عشق مقایسه میکنم.
بتو زیبنده شد بنقارهزدن ایصاحب سریر و کلاه
هوش مصنوعی: به تو زیبایی و شکوهی میآید که بر کلاهی نشستهای و بر تختی حکمرانی میکنی، همانند نواختن یک ساز دلنواز.
که مرا تاج فقر وتخت قنوعبرتر است از هزار افسروگاه
هوش مصنوعی: بهتر است که من در لباس فقر و قناعت باشم تا اینکه در دنیا به مقام و ثروت بالایی برسم.
نکنم رو بسوی درگه میرکه برم انتظارم نعمت و جاه
هوش مصنوعی: به سوی درگاه شاه نروم، چون انتظارم پر از نعمت و مقام است.
بسوی خوان نعمت خواجهنکنم از در فسوس نگاه
هوش مصنوعی: به سمت سفرهی نعمت بزرگوار - که در آن، زیباییها و جذابیتها وجود دارد - نمیتوانم از درِ دنیا و مادیات نگریستم.
بی نیازیم داده حضرت حقبا کف راد و خاطر آگاه
هوش مصنوعی: ما بینیازیم، زیرا خداوند به ما بخشیده است و روح ما از دانش و آگاهی پر است.