شمارهٔ ۳۲۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره محبوبی است که به شیرینی و زیبایی معروف است. شاعر اشاره میکند که هر جا سخن از شیرینی و نعمت باشد، محبوب او نماد آن است. او به زیبایی چهره محبوب و جاذبهاش اشاره میکند و از لذتهای زندگی صحبت میکند. همچنین، شاعر به فضایل محبوب خود، مانند خجلت او از رفتار دیگران، اشاره میکند و کنایه میزند که بیعملی و ریا در زندگی او حاکم شده است. در نهایت، شاعر به نوعی انتقاد میکند از افرادی که به راحتی از زندگی لذت میبرند، بدون توجه به واقعیت و حقیقت.
هر جا سخن از شکر و قند و عسل استیقند لب شیرین تو ضرب المثل استی
هوش مصنوعی: هر جا که از شکر و شیرینی و خوشمزگی صحبت میشود، لبها و لبخند شیرین تو به عنوان بهترین مثال مطرح میشود.
هرسو که سرایند حدیث از گل و از مللعل تو و رخسار تو نعم البدل استی
هوش مصنوعی: هرجا که درباره گل و مَی صحبت میشود، چهرهی زیبا و لبهای سرخ تو بهترین جایگزین است.
صبح است بیا حی علی گوی هله بازبر باده دوشینه که خیرالعمل استی
هوش مصنوعی: صبح شده، بیا که وقت نوشیدن است. بیایید دوباره از شراب دیروزی بنوشیم، زیرا این کار بهترین عمل است.
جانم بفدای تو که از مجلس دوشینگفتند حریفان که تو از من خجل استی
هوش مصنوعی: جانم فدای تو که در شب گذشته از طرف دوستان گفتند تو به خاطر من شرمندهای.
ما دزد تبه کار و تو شرمنده ز رفتارقربان تو گردم ز چه رو منفعل استی
هوش مصنوعی: من دزدی بدذات هستم و تو از رفتارم شرمندهای. میخواهم بدانی که چرا تو اینگونه منفعل و بیعمل هستی.
هر شب که گذاری قدم ایشیخ در این بزمعیش و طرب باده کشان زین قبل استی
هوش مصنوعی: هر شب که قدمهای این شخص در جشن لذت و شادی مینهد، بادهنوشان از قبل در این جمع حضور دارند.
یکعمر ریا کردی و امروز بغیر ازیکدلق ملمع چه ترا ما حصل استی
هوش مصنوعی: مدت زیادی را در ظاهر و ریاگری گذراندی و حالا جز یک لباس رنگارنگ و بیارزش چیزی در چنته نداری.
نه یار عقاری و نه همکار قماریای عربده جو شیخ که دزد و دغل استی
هوش مصنوعی: تو نه محبوب منی و نه همدست قمار، ای فریادزن، ای شیخی که دزد و حقهباز هستی.