شمارهٔ ۳۰
هوش مصنوعی: در این متن، شاعر از عشق و علاقهاش سخن میگوید و میخواهد که محبوبش را خوشنود کند. او آرزو دارد که عاشق و دیوانه باشد و از تمام قید و بندهای عقل و وفا آزاد باشد. در پایان، شاعر میگوید که اگر نتواند دل محبوبش را به دست آورد، نمیخواهد به حالتی بدتر از آنچه که هست دچار شود.
میخواست دلت که بیدل و دین باشمبیعقل و وفا و هوش و تمکین باشم
هوش مصنوعی: دل تو آرزو داشت که من بیخود و دیوانه و وفادار باشم و در عین حال حواسم جمع باشد و تسلیم تو شوم.
باز آ که چنانم که دلت میخواهدمپسند دگر که بدتر از این باشم
هوش مصنوعی: برگرد و به سراغ من بیا، زیرا حالا به گونهای هستم که تو دوست داری. اما اگر دوباره بیمحلی کنی، ممکن است بدتر از این هم بشوم.