شمارهٔ ۱۷
هوش مصنوعی: این شعر به بیان هشدارهایی درباره آسیبها و دردهای ناشی از بیتوجهی به دلها و احساسات انسانها میپردازد. شاعر به مخاطب توصیه میکند که در مکانهایی که باعث آزار دل میشوند قدم نگذارد و به خطرات ناشی از ستم و ظلم در جامعه اشاره میکند. همچنین، تأکید میکند که نباید فرصتهای خوشبختی را از دست داد، زیرا در زندگی همیشه مکانهایی برای شادی و زیبایی وجود دارد. در نهایت، شاعردهی به وفاداری و حفاظت از زیباییها و روابط صحیح اجتماعی نیز میپردازد.
هر کجا هست دل آزار، دل زاری هستپای مگذار در آنجا که دل آزاری هست
هوش مصنوعی: هر جا که درد و رنجی برای دل وجود دارد، دلهای زخمخوردهای نیز آنجا هستند. پس به مکانهایی که باعث آزار دل میشوند، پا نگذار.
شود از مرغ هوا قدرت آزادی سلباندر آن باغ که صیاد ستمکاری هست
هوش مصنوعی: در باغی که صیاد ستمگر حضور دارد، پرندهای که در آسمان پرواز میکند از آزادی خود محروم میشود.
ز آه سرد دل ما این همه غافل منشینایکه امروز ترا گرمی بازاری هست
هوش مصنوعی: از صدای دلbroken ما غافل مباش، زیرا امروز تو در بازار رونق و گرمی قرار داری.
فرصت از دست مبادا دهی ای بلبل مستتا که در ساحت گلشن ز گل آثاری هست
هوش مصنوعی: ای بلبل شاداب، مبادا فرصتی را از دست بدهی، زیرا در باغ گل جمع آوری میشود و هنوز نشانههایی از زیبایی و شکوفایی وجود دارد.
هر که گفتت: بره یار وفادار بمیرگو: در این شهر مگر یار وفاداری هست؟
هوش مصنوعی: هر کسی که به تو گفت که یک دوست وفادار مانند بره وجود دارد که برای تو بمیرد، بگو: آیا در این شهر واقعاً دوستان وفاداری پیدا میشود؟
نشود دستخوش غارت گلچین (صابر)آن گلستان که حفاظش در و دیواری هست
هوش مصنوعی: اگر چمنی دیوار و در داشته باشد، هرگز اجازه نمیدهد که گلهای زیبا و خاص آن مورد آسیب و تاراج قرار بگیرند.