شمارهٔ ۳۸
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حسرت و اندوه فردی از دوری معشوق است. شاعر از دل سرده و حال ناخوش خود میگوید و اشاره میکند که امید به وصال معشوق هنوز در دلش زنده است. علاقه و خیال معشوق از او جدا نمیشود و زندگی بدون او برایش قابل تحمل نیست. شاعر تأکید میکند که دیگر هیچ شادی و نشاطی بدون معشوق برایش وجود ندارد و حتی تغییر زمان نتوانسته شخصیت و خصال او را تغییر دهد. در نهایت، او هنوز به کمال و آرزویی که داشت، پایبند است.
ز دوری تو، ملالی که داشتم، دارمدلم فسرده و حالی که داشتم، دارم
هوش مصنوعی: از دوری تو، حالت ناراحتی که داشتم هنوز هم با من است و دلم همچنان گرفته و غمگین است.
اگرچه با شب هجران گرفته خو دل منامید روز وصالی که داشتم، دارم
هوش مصنوعی: با اینکه دل من در شب جدایی غمگین و پریشان است، اما هنوز به روزی که دوباره به وصال محبوب برسم، امیدوارم.
چو از خیال تو فارغ نمی توان بودنبه دل هنوز خیالی که داشتم، دارم
هوش مصنوعی: وقتی که از فکر تو آزاد نمیتوانم بود، هنوز در دلم همان خیالی که داشتم، وجود دارد.
دگر، نه سیر گلستان رواست بی تو مرادگر، نه آن پر و بالی که داشتم، دارم
هوش مصنوعی: بدون تو، دیگر هیچ لذتی از گلستان ندارم و دیگر آن انرژی و انگیزهای که قبلاً میداشتم را نیز ندارم.
به عمر خویش نیاسودهام ز طعن رقیبکنون چو پیش، وبالی که داشتم دارم
هوش مصنوعی: در تمام عمرم از انتقادات دیگران خسته نشدهام و حالا که در برابر آنها قرار دارم، هنوز همان بار سنگینی را که قبلاً داشتم، بر دوش میکشم.
نشاط هر دو جهان رو کند اگر به دلمغم بدیع جمالی که داشتم، دارم
هوش مصنوعی: اگر غم و اندوهی به دلم وارد شود، همه شادیهای دنیا از بین میرود و نمیتوانم زیباییای را که داشتم، فراموش کنم.
زمانه نیست به تغییر خوی من قادرهمان خجسته خصالی که داشتم دارم
هوش مصنوعی: زمانه تغییر نکرده و من هم همان ویژگیهای خوب و مثبت را که همیشه داشتهام، دارم.
چو بدر نیست مرا سیر قهقرا صابرهنوز حد کمالی که داشتم، دارم
هوش مصنوعی: وقتی نور ماه در زندگیام نیست، به گذشته بازمیگردم و صبر میکنم. هنوز به سطحی که داشتم، رسیدهام.