شمارهٔ ۳ - در تهنیت عید غدیر و ستایش علی بن ابیطالب سلام الله علیه
هوش مصنوعی: این متن شعری است درباره واقعه غدیر خم و مقام امیرالمؤمنین علی (ع). شاعر به وصف جلال و عظمت علی (ع) و مهمترین رویداد غدیر خم میپردازد که در آن پیامبر اسلام، او را به عنوان ولی و پیشوای مسلمانان معرفی کرد. شاعر از زیباییها و ویژگیهای علی (ع) سخن میگوید و به این نکته تأکید میکند که او نمونه بارز هدایت و علم الهی است. همچنین او به برکات و رحمتهای الهی اشاره میکند که از طریق علی (ع) به مردم میرسد. در کل، متن تجلیل از شخصیت علی (ع) و اهمیت لحظه غدیر خم در تاریخ اسلام است.
مست از غدیرخم نگر مهر و مه و ارض و سماآری مجو هوشی دگر چون شد سقایت با خدا
هوش مصنوعی: نگاهی به زیباییهای آسمان و زمین بیفکن و از مستی این لحظه لذت ببر؛ نیازی به فکر کردن به چیزهای دیگر نیست، چون در این جا، سعادت و نعمتها با هم تلاقی کردهاند.
می وحی و خمش عقل کل پر ز و غدیر از بوی گلبخشنده سلطان رسل نوشنده شاه اولیا
هوش مصنوعی: این بیت به تصویر کشیدن زیبایی و لطافت معانی عمیق است. در اینجا به خوشبویی و طراوتی اشاره میشود که از سوی خداوند و فرستادگان او به انسانها منتقل میشود. میتوان گفت که این نوشیدنی روحبخش، نشان از حکمت و عقل کلی دارد و در این بین، مظهر عشق و ولایت هم به تصویر کشیده شده است. در واقع، مفهوم کلی آن بر اهمیت اتصال به منبع الهی و معنوی و تأثیرات شگرف آن بر روح انسان تأکید دارد.
چو نشد علی بر انس و جان مولای پیدا و نهانمقصود ایزد شد عیان ز ارسال خیل انبیا
هوش مصنوعی: زمانی که علی به عنوان مولای انسانها و جانها مشخص نشد، هدف الهی به وضوح نمایان شد و در نتیجه، گروهی از پیامبران به سوی این هدف ارسال شدند.
از حق بحیدر زین نگه معلوم شد کز دیرگهاو بد درو باقی شبه او بدشه و باقی گدا
هوش مصنوعی: نگاه به علی (ع) نشان داد که از درگاه او، بدیها و زشتیها بیرون رفته و فقط خوبیها و پاکیها باقی مانده است.
در بازگشت از بیت رب بر امر حق میرعربآراست منبر از قتب بر نصب فخر اوصیا
هوش مصنوعی: در بازگشت از بیت خدا، به موضوع حق و حقیقت، میر عرب در منبر با ظاهری آراسته و زیبا، به ترویج و بیان مقام والای اوصیا (جانشینان الهی) پرداخت.
وه زاشتری کش از جهاز اسباب منبر گشت سازآنرا بس است از بهر ناز اندر دو کون این اجتبا
هوش مصنوعی: با توجه به متن بالا، شاعر به زیبایی و شکوه منبر اشاره میکند که از ابزار و وسیلههای مختلف ساخته شده است. این منبر به عنوان نشانهای از فضیلت و انتخابی خاص در دو جهان به حساب میآید. در واقع، زیبایی و ناز این منبر، نمادی از احترام و اعتبار در پیشگاه الهی و جهانیان است.
صد صالح او را ساربان صد خضرش آب آور بجانهم در حرم او را مکان هم از ارم او را گیا
هوش مصنوعی: در این بیت، به ارزش و مقام شخصیتی اشاره شده است که دارای صفات نیک و والایی است. او مانند یک ساربان، در تلاش است تا دیگران را یاری کند و به آنها آب و کمک برساند. همچنین، اشاره به این دارد که او در مکان مقدسی زندگی میکند و از نعمات بهشتی بهرهمند است. به طور کلی، تصویر شخصیتی نیکوکار و ارزشمند ترسیم میشود که در محیطی از آرامش و وفور نعمت قرار دارد.
سیمرغش اندرگاه تک گوینده النصرلکپشتش به از روی ملک پشمش به از پر هما
هوش مصنوعی: در جهانی که از قدرت و عظمت سیمرغ سخن میگوید، همه چیز به تنهایی و برتری او معطوف شده است. او نه تنها از قدرت و زیبایی ظاهری برخوردار است، بلکه برتری معنوی و روحی نیز دارد. او به شکلی نمادین و فراتر از آنچه در طبیعت است، شناخته میشود و نشاندهندهی حقیقتی عمیق و قدرتمند است. در این میان، تاکید بر این است که اگر چه سیمرغ خود را از دیگران متمایز میداند، اما در عین حال به احساسات و ارتباطات انسانی نیز اهمیت میدهد. قدرت و عظمت او فراتر از ظاهر و دنیای مادی است و نشاندهندهی ارزشهای بالاتر است.
لبها چو دامان امل پهن و دراز و بی بدلگردن چو بنیان ازل مشدود و ممدود و رسا
هوش مصنوعی: لبها مانند دامن آرزوها وسیع و گستردهاند و دراز و بدون نظیر هستند. گردن نیز مانند بنیان ازل، محکم و پا برجا و زیباست.
هم جسم او معراج پو همچون براق برق خوهم ساق او میثا ق جو با ساق عرش کبریا
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف ویژگیهای جسمانی و روحانی یک شخص میپردازد. شاعر به زیبایی و لطافت جسم او اشاره دارد و بر سرعت و درخشش او تأکید میکند. همچنین با ذکر ساق و عرش، او را به مقام والای روحانی و معنوی نزدیک میکند، نشاندهنده این است که این فرد از نظر جسم و روح دارای مقام و منزلتی بس والا و نیکو است.
رقصش چو لیلی در جبل بانگش چو مجنون بر قللطوقش چو بلقیس از حلل زنگش چو داود از صدا
هوش مصنوعی: رقص او مانند لیلی بر فراز کوههاست و صدای او همچون مجنون در قلهها به گوش میرسد. طوقی که بر گردن دارد، شبیه بلقیس و لباسش همانند زنگی که داود از آن برخوردار است.
ایّام هشیاری کشان موری بصد سورش عنانهنگام مستی زو رمان هوش هزاران اژدها
هوش مصنوعی: روزهای هشیاری مانند موری است که به صد سورش راه را هدایت میکند، اما در هنگام مستی همچون هزاران اژدها هوش و حواس را از دست میدهد.
باری چو احمد زد قدم بر آن قتب ز امر قدمافروخت هر چوبش علم بر چرخ اعظم ز اصطفا
هوش مصنوعی: وقتی احمد پا بر این زمین گذاشت، به دستور او هر درختی شعلهور شد و علم هر یک به عنوان برتری به آسمان بالید.
رضوان زچوبش در جنان پیوند طوبی زو بجانگشت از پلاسش آسمان در آرزوی متکا
هوش مصنوعی: در باغ بهشت، چوبی که رضوان از آن استفاده کرده، سبب شده است که درخت طوبی به زندگی و روح انسانها پیوند بخورد. همچنین، آسمان به خاطر محبوبیت و نرمی این چوب، آرزو دارد که بر روی آن متکا بگذارد.
آنگاه بازوی علی بگرفت و با صوت جلیگفت آنکه من اورا ولی داند علی را پیشوا
هوش مصنوعی: سپس بازوی علی را گرفت و با صدای بلند گفت: کسی که علی را ولی میشناسد، او را پیشوای خود بداند.
هرکش به پی ره کرد طی خواهد بمقصد برد پیو آنکو خطا ورزد بوی ورزیده با یزدان خطا
هوش مصنوعی: هر کس به راه خود قدم بردارد، به مقصد خواهد رسید. اما اگر کسی در مسیر خود اشتباه کند، باید بداند که با یزدان دچار خطا شده است.
شد چهر قومی چون قمر زین مژده فرخ اثرشد خا طر برخی کدر زین لفظ معنی آزما
هوش مصنوعی: چهره گروهی همچون ماه زیبا شد، به خاطر این بشارتی که خوشبختی به همراه دارد. اما برخی به خاطر این کلمات، چهرهای ناپسند و کدر پیدا کردند.
زان امتحان رشد وغی هرکس بحدی برد پیای ترک بیحد بخش می کز حد گذشت این ماجرا
هوش مصنوعی: از آن آزمایشی که مردم در آن رشد و کمال خود را نشان میدهند، هر کس به اندازهای پیشرفت میکند. وقتی که کسی از حد خود فراتر میرود، در واقع از مرزهای معمولی عبور کرده است و این داستان را به خوبی بیان میکند.
روز نشاط است و خوشی نی گاه خشم و سرکشیبفکن بساط می کشی دع ماکدرخذما صفا
هوش مصنوعی: امروز روز شادی و خوشی است، نه زمانی برای خشم و طغیان. پس بگذارید بساط می روی و دعوا و ناخوشی را کنار بگذاریم تا آرامش و صفا برقرار شود.
آهووشا بفروز هین چون چشم ضیغم ساتکینکآمد خلافت را قرین ضرغام غاب لافتی
هوش مصنوعی: به سرعت و با دقت، مانند چشمان یک شیر، عمل کن و به یاد داشته باش که قدرت و عظمت فرمانروایی همچنان در جنگل حاکم است.
امروز را از بس شرف از دره التاج نجفحزنست مخزون از شعف خوفست مشحون از رجا
هوش مصنوعی: امروز به دلیل احترام و عظمت خاصی که از درهی نجف به ما میرسد، پر از غم و اندوه است و در عین حال، امید و عشق در آن موج میزند.
ای آب چهر شعله خو رام و حرون از پشت و روکت زلفرا از رنگ و بو نسل از ختن اصل ازختا
هوش مصنوعی: ای آب، چهرهای آرام و زیبا داری، و از هر دو سو، یعنی در جلو و پشت، زلفهایت به رنگ و بویی خوش میدرخشند. نسل تو از سرزمین ختن و اصل و ریشهات از ختاست.
گرمن بروزی اینچنین مست اوفتم عیبم مبینکآب رخ سالار دین عصیان فرو شوید زما
هوش مصنوعی: اگر تو به این شکل از من روی برگردانی و دلخور شوی، عیب و نقص من را نپوشان. زیرا خشم من زشتیهایی را که از من سر میزند، میزداید.
شاه جوانمردان علی دانای مخفی و جلیبر هر نبی و هر ولی کرده است نورش اهتدا
هوش مصنوعی: علی، شاه جوانمردان، دانای پنهان و آشکار است و نور او برای هر پیامبر و ولی، راهنمایی و هدایت به همراه دارد.
آنشمس افلاک یقین کش بنده روح الامینهم با مساکین همنشین هم بر سلاطین پادشا
هوش مصنوعی: خورشید آسمانها یقیناً بر بندهای که روحالامین با اوست، همنوا و همنشین با فقیران و مسکینان است و همچنین در کنار پادشاهان و سلاطین قرار دارد.
کز علوم حق دلش معجون ز نور حق گلشاز یمن عالی محفلش بر عرش نازد بوریا
هوش مصنوعی: دل او پر از داناییهای حق است و به مانند گلی از نور الهی زینت یافته است. به سبب برکت محفل باشکوهش، روحش به عرش آسمانها میرسد و برایش ارزش و احترام دارد.
هم آیت الله کون او هم صبغه الله لون اوماند اگر بی عون او موسی گزیزد از عصا
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هم وجود آیتالله نمایانگر نشانههای خداست و هم رنگ و جلوه او نمایانگر صفات الهیاش است. در صورتی که او یاری نرساند، حتی موسی هم نمیتواند از عصایش کمک بگیرد و فرار کند. به عبارت دیگر، بدون حمایت و کمک الهی، هیچکس قادر به انجام کارهای بزرگ نخواهد بود.
خور پیش رایش معتزل مه نزد رویش مبتذلبی میل او لنگ است و شل پای قدر دست قضا
هوش مصنوعی: در این بیت، صحبت از خورشید و ماه است. خورشید جلوه و زیبایی خاصی دارد که مورد توجه قرار میگیرد، اما ماه به خاطر جذابیت کمتری که دارد، در سایه آن قرار میگیرد. اینجا به یک نوع عدم توازن و ناپایداری اشاره شده که نشاندهنده این است که هر چیزی در زندگی ممکن است تحت تاثیر یک عامل دیگر قرار گیرد و در نتیجه، ارزش و اهمیتش کم رنگ شود. دستان قضا نیز به عنوان سرنوشت و تقدیر مطرح میشود که هر چیزی را تحت کنترل دارد.
از فوق اجرام فلک تا تحت ارکان سمکانگیخته امرش یزک افراخته نهیش لوا
هوش مصنوعی: از بالای آسمانها تا پایینترین نقاط زمین، فرمان او برقرار است. ارادهاش همواره برقرار و قدرتش نمایان است.
ناسوت از او پر های وهولاهوت از او پر گفتگوملکی که او نگرفت کو جائی که او نبود کجا
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که دنیای مادی (ناسوت) از وجود او پر شده و عالم الهی (لاَهوت) نیز تحت تأثیر او قرار دارد. ملائکه در حضور او نیستند، چرا که او در هیچ جا غایب نیست و در هر جایی که بخواهیم وجود او را تصور کنیم، به راحتی میتوانیم او را درک نماییم. در واقع، او همه جا هست و هیچ جایی از وجودش خالی نیست.
ای روی دلها سوی تو محراب جان ابروی توخاک در هندوی تو در چشم انجم توتیا
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت چهره معشوق اشاره دارد. در آن، معشوق به عنوان مهر و زیبایی توصیف شده است که دلها را به خود جلب میکند. ابروهای او به عنوان نمادی از جذابیت و دلربایی توصیف شده و در نهایت این جذابیت به قدری است که مانند ستارهها در چشمها میدرخشد. به طور کلی، شاعر خواسته است تا عشق و زیبایی را با تصاویری زیبا و شاعرانه به تصویر بکشد.
مخلوق قدرت نه طبق مرزوق جودت ما خلقاز تو سعادت در فرق وز تو اجابت در دعا
هوش مصنوعی: خداوند به بندگان خود قدرت و نعمتهایی عطا کرده است. ما از تو موفقیت میخواهیم و دعاهایمان را به تو میسپاریم تا اجابت کنی.
هم دار وهم دیار تو هم چرخ هم سیار تومستور تو ستار تو در جزو جزو ماسوای
هوش مصنوعی: تو هم وطن و هم مکان منی، همزمان با آسمان و ستارهها؛ پنهان و ناپیدا هستی. از همه چیز فراتر و جدا هستی.
هم راحت از تو هم تعب هم رحمت از تو هم غضبافسانه ئی و محتجب بیگانه ئی و آشنا
هوش مصنوعی: تو برای من هم آرامش آوردی، هم نگرانی. هم لطف و رحمتت به من رسیده و هم غضبی که از تو احساس کردهام. تو مانند افسانهای هستی که هم غریب است و هم آشنا.
تو جوهر و عالم عرض هستی طفیل و تو غرضبر خلق مهرت مفترض بر چرخ کاخت ملتجا
هوش مصنوعی: تو هستی جوهر و اصل همه چیز، در حالی که سایر موجودات تنها سایهای از تو هستند. هدف از آفرینش و محبت تو بر مخلوقات، چرخ زندگی را میچرخاند و پناهگاه همه مخلوقات تویی.
ذاتی که می پاید توئی نوری که می باید توئیهرچ آمد و آید توئی از ابتدا تا انتها
هوش مصنوعی: حضور تو در درون هر چیز مستمر است و روشنی تو در همه جا وجود دارد. هرچه که درگذشته بوده و هرچه که در آینده خواهد آمد، همه متعلق به توست.
رنج از تو و درمان زتو گنج از تو و ثعبان زتوعنوان زتو پایان ز تو هم در الم هم در شفا
هوش مصنوعی: درد و رنج من ناشی از توست، اما درمان نیز از تو میآید. نعمت و گنج من، تو هستی و تو هم منبع مشکلاتم هستی. نام و مقام من به تو وابسته است و در هر دو حالت، چه در بیماری و چه در سلامتی، تو وجود داری.
هر مرده را محییستی هر زنده را مفنیستیعبدی الهی کیستی با این همه فر و بها
هوش مصنوعی: هر مردهای را تو زنده میکنی و هر زندهای را به هلاکت میرسانی. ای عبد خدا، تو کیستی با این همه زیبایی و شرافت؟
کعبه بجز کوی تو نی مشعر بجز سوی تو نیمقصد بجز روی تو نی از سعی مروه تا صفا
هوش مصنوعی: کعبه فقط در کوی تو معنا مییابد و هیچ مشعری جز سمت تو وجود ندارد. مقصود فقط چهره توست و از سعی میان مروه و صفا نیز جز به سوی تو نیست.
وهاب هر دیهیم تو نهاب هر اقلیم توآدم تو ابراهیم تو اندر سر اندیب و منا
هوش مصنوعی: تو بخشندهای که تاج و تخت را عطا میکنی، و تو بهترین و برجستهترین فرد در هر سرزمین هستی. تو انسانی مثل آدم و مانند ابراهیم، و در دل و افکار دیگران جا داری.
باشد مرا گرصد دهان و اندر دهانی صد زبانآن صد زبان با صد بیان نتوان سرودت یک ثنا
هوش مصنوعی: اگر من صد دهان داشته باشم و در هر کدام از آنها صد زبان، حتی با این همه زبان و بیان، نمیتوانم تو را به اندازهایی که شایستهاش هستی ستایش کنم.
اکنون که جیحون شد خجل ازو صفت ای پاینده ظلبه گرترا از جان و دل گوید مدیح اصدقا
هوش مصنوعی: اکنون که جیحون، به خاطر تو، احساس شرم میکند، ای سایهی پایدار! اگر تو از صمیم قلب مدح و ستایش کنی، آن را به بهترین شکل بیان خواهی کرد.
آکج پرند راست روکش برتر از خورشید ضوهم جان او کان علو هم طبع او بحر غنا
هوش مصنوعی: پرندهای که به سمت راست پرواز میکند، پوششی برتر از نور خورشید دارد. جان او از علو و بلندی برخوردار است، و طبع او مانند دریای غنا و ثروت است.
چشم و چراغ زیرکی رشدش بفضل از کودکینزد ملک رویش یکی پیش خدا پشتش دوتا
هوش مصنوعی: چشم و چراغ زیرکی باعث رشد و پیشرفت او از کودکی شده و نزدیک به پادشاه است و در پیشگاه خداوند دارای دو پشتوانه است.
هم برمعانی مقترب هم از مفاخر مکتسبدستش زرافشان بر محب تیغش سرافشان از عدی
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف فردی میپردازد که در زمینههای مختلف دارای توانایی و شایستگیهای ویژهای است. او هم به مفاهیم عمیق و ارزشمند نزدیک است و هم از افتخارات و ویژگیهای مثبت برخوردار است. دستان او مانند شعلهای درخشان هستند و در عین حال، قدرت او به اندازهای است که دیگران را تحت تأثیر قرار میدهد و به آنها امید میبخشد. در مجموع، این شعر به بیان ویژگیهای برجسته شخصیتی میپردازد که در زندگیاش تأثیرگذار و قابل احترام است.
جان افاضل مات او نور هدی مشکوه اودر شهر ادراکات او دانش چو مردی روستا
هوش مصنوعی: وجود انسان های با فضیلت، مانند نوری در دل تاریکیهاست. این افراد با دانش و فهم خود، راه را به دیگران نشان میدهند و همچون مردی اهل روستا هستند که در دل دانش و معرفت زندگی میکند.
ای داد ور دور زمن کت لطف و ستاریست فنگوئی گلت را ذوالمنن اسرشته در بدو از حیا
هوش مصنوعی: ای وای بر من که از لطف و مهربانی دور هستم، چون تو در آغاز، از حیا و شرم بر این راز عاشقانه آگاهی پیدا کردهای.
تا فره ات شد جلوه گر دین افزود گیتی را گهرچونان که گردد معتبر مس از وجود کیمیا
هوش مصنوعی: زمانی که شرافت تو نمایان شود، دین و ایمان به دنیا ارزش و اعتبار میبخشد، به گونهای که مانند مس که با کیمیا به طلا تبدیل میشود، دنیا هم با وجود تو ارزشمند میگردد.
اثبات و نفیت گاه دین برق گمان غیث یقیندست و حسامت وقت کین عمر ابد مرگ فجا
هوش مصنوعی: در زندگی، گاهی اوقات باورها و اعتقادات ما دچار تردید و تناقض میشوند. فکر و خیال میتواند ما را به اشتباه سوق دهد و در عوض، یقین و تجربه واقعی به ما کمک میکند. در لحظات پرفشاری و حساس، عمر و زندگی ما بسیار کوتاه و ناپایدار به نظر میرسد، و مرگ میتواند به شکل ناگهانی و غیرمنتظرهای ظاهر شود.
غور تو بحری آنچنان زخار ژرف و بیکرانکش نگذرد چرخ از میان یک عمر اگر سازد شنا
هوش مصنوعی: در دریاچهی وجود تو، عمق و وسعتی به گونهای است که زمان نمیتواند به راحتی از میان یک عمر زندگی عبور کند، حتی اگر بخواهد به شنا در آن بپردازد.
مر کوز بر تیغت ظفر مکنوز در رمحت خطرمخصوص بر کلکت هنر محسوس از کفت سخا
هوش مصنوعی: با دقت و هوشیاری به مسیری که انتخاب کردهای، قدم بگذار و از خطرات آن دوری کن. مهارتها و هنری که داری، به تو کمک میکند که با سخاوت و بخشندگی، بر مشکلات غلبه کنی.
بخت تو چون شخصت جوان شخصت چو بختت کامرانآن یک بزرگی خرده دان وان یک جوانی پارسا
هوش مصنوعی: سرنوشت تو مانند جوانیات درخشان است و جوانی تو نیز شبیه به سرنوشتت خوشبختی به همراه دارد. آن یکی بزرگ است، و این یکی جوانی با ایمان و پاکدامن دارد.
میرا چومن مشکین نفس نشنیده تا امروزکسپیشم فرزدق باز پس نزدم معزی ژاژخا
هوش مصنوعی: من که مانند مشک دارای بوی خوش هستم، تا به امروز کسی من را در نیافته است. هیچ کس به من نزدیک نشده و با من سخن نگفته است.
آنجا که ارباب سخن چون انجم آیند انجمنبا آفتاب شعر من کمتر ز ذرات هوا
هوش مصنوعی: در جایی که بزرگان ادب و شعر شبیه ستارهها درخشان هستند، جمع شدن آنها با نور خورشید شعر من، به اندازه ذرات هوا کمتر میباشد.
لیکن مرا فرما کمک در ساز بهجت یک بیکاکنون که از دور فلک بگذشت صیف و شد شتا
هوش مصنوعی: با این حال، لطفاً به من دستور بده تا در ساختن شادی و خوشحالی به من کمک کنی، اکنون که فصل تابستان به پایان رسیده و بهار آغاز شده است.
طبعم بلند و مایه نی جز حسرت از همسایه نیملبوس نی پیرایه نی از کرته بشمرتا قبا
هوش مصنوعی: طبع من بسیار بلند است و جز حسرت از همسایه چیز دیگری ندارم. نه لباسی دارم و نه زینتی، و البته از این لباس که به تن دارم هم راضی نیستم.
بی بهره از زر مشت من محروم از خز پشت منانکشت من انکشت من فقرم نعم جوعم غنا
هوش مصنوعی: من از طلا بینصیبم، گویی که هیچ ندارم و دستانم خالی است. فقر من نه تنها حسرت است، بلکه گرسنگیام هم به مانند ثروتی برای من به حساب میآید.
نی ساده نورس بکف نی باده دیرین به رفهم بایدم زان یک شرف هم شایدم زین یک علا
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که در زندگی، برخی چیزها را باید با سادگی و خامی آغاز کرد و از تجربیات گذشته درس گرفت. همچنین، برای رسیدن به حقایق بزرگتر، شایستگی و تلاش باید در نظر گرفته شود. در نهایت، دو جنبه مختلف وضعیتهای انسانی برای درک بهتر زندگی ارائه شده است.
تابیش باشد محترم عید غدیر از عید جمیارت ز عشرت مغتنم خصمت به عسرت مبتلا
هوش مصنوعی: نور و عظمت روز عید غدیر باید مورد احترام قرار گیرد، زیرا این جشن از عید جمشید خوشایندتر است. دوست تو از شادی و خوشی بهرهمند است، در حالی که دشمن تو به مشکلات و سختیها دچار است.