قصاید
شمارهٔ ۱
سپاس آنکه بروی زمین و پشت سما
شمارهٔ ۲ - در منقبت اسدالله الغالب علی ابن ابیطالب سلام الله علیه
گفتم بعقل دوش که ای آیت هدی
شمارهٔ ۳ - در تهنیت عید غدیر و ستایش علی بن ابیطالب سلام الله علیه
مست از غدیرخم نگر مهر و مه و ارض و سما
شمارهٔ ۴ - در منقبت اسدالله الغالب علی بن ابیطالب (ع)
ای بررخ رنگینت زآن طره مشکینا
شمارهٔ ۵ - وله
کی نرم میتوان دل جانان را
شمارهٔ ۶ - در مدح قاطع برهان و شریک قرآن واهب الفتح و النصرحجت عصر (ع)
جز او که وسمه بر ابروی دلستان کشدا!
شمارهٔ ۷ - وله
باز این چه فروغست زگل صحن چمن را
شمارهٔ ۸ - در تهنیت ولادت امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام
ماه مبارکچهر من می ده که شد ماه رجب
شمارهٔ ۹ - و له
گفتم از گردون کنم اسب و ز ماهِ نو رکاب
شمارهٔ ۱۰ - وله
خورشید وش شود سوار آن نگار اسب
شمارهٔ ۱۱ - وله
ای ترک جنگ جوی ترامغفر آفتاب
شمارهٔ ۱۲ - وله
جشن میلاد خداوند سفیران خداست
شمارهٔ ۱۳ - در مدح عصمت کبری صدیقه صغری حضرت معصومه سلام الله علیها
این بارگه که چرخ بر رفعتش گم است
شمارهٔ ۱۴ - وله
بدست خواجه که از فرا و جهان برپاست
شمارهٔ ۱۵ - در مدح کنزالامجاد و فخرالاوتاد مروج الادباء آقا علی آقا زید عزه
بسکه شیرین حرکات آن پسر سیمبر است
شمارهٔ ۱۶ - در تهنیت عید رمضان
رسید عید و بدانسان بروزه بست جهات
شمارهٔ ۱۷ - وله
رخشد از چهره همی جلوه شمس و قمرت
شمارهٔ ۱۸ - وله
تا عبای شه بدوش خویش میر ما گرفت
شمارهٔ ۱۹ - در تهنیت عید قربان
عید قربان بود و حاج به درک عرفات
شمارهٔ ۲۰ - وله
خوش به تو نقاش طرحی دلستان افکنده است
شمارهٔ ۲۱ - وله
ای که زلف تو ولی نعمت مشک ختن است
شمارهٔ ۲۲ - در تهنیت عید قربان
جشن اضحی شد و بر طوف حرم کوشش حاج
شمارهٔ ۲۳ - وله
جشن میلاد شه دنیا و ما فیها بود
شمارهٔ ۲۴ - وله
چون ماه من به جانب لب ساغر آورد
شمارهٔ ۲۵ - وله
چو ظل خسروی از خاتم شه برتر از جم شد
شمارهٔ ۲۶ - وله
میم دهان لعبتی نخواهنده ابجد
شمارهٔ ۲۷ - وله
نگار من چو بخیزد به نارون ماند
شمارهٔ ۲۸ - وله
چنین که جلوه گل از طرف مرغزار کند
شمارهٔ ۲۹ - وله
چهر نواب از طرب رخشان تر از اجرام شد
شمارهٔ ۳۰ - وله
عید آمد و ما را ز غم روزه رها کرد
شمارهٔ ۳۱ - در تهنیت عید غدیر و منقبت مولای متقیان علی بن ابیطالب علیه السلام
بت من که از لطافت بودش ز روح عنصر
شمارهٔ ۳۲ - وله
مرا تُرکیست مشکینموی و نسرینبوی و سیمینبر
شمارهٔ ۳۳ - وله
ای که ز چشم و لبت نوبت بوس و کنار
شمارهٔ ۳۴ - وله
گفتم بتا هوای سفر بینمت به سر
شمارهٔ ۳۵ - وله
بجز امسال که آمد زسفر عید و امیر
شمارهٔ ۳۶ - مطلع ثانی
کای بهر مرحله اجرام مشار و تو مشیر
شمارهٔ ۳۷ - وله
ای چهره و لعل تو یکی نور و یکی نار
شمارهٔ ۳۸ - وله
چون خلیل از خلعت خُلّت ز حق شد کامگار
شمارهٔ ۳۹ - وله
نوروز در رکاب ولیعهد کامگار
شمارهٔ ۴۰ - وله
بستم چو زی گشاده رواق ملک کمر
شمارهٔ ۴۱ - ممدوح این قصیده معلوم نیست
ای بروی و خوی تو برج مه و چرخ اثیر
شمارهٔ ۴۲ - در تهنیت عید رمضان
مه شوال چو برکوه فرابست کمر
شمارهٔ ۴۳ - وله
به صفاهان چو ز ری پور ملک آید باز
شمارهٔ ۴۴ - مطلع ثانی
ای خدیویکه وجودت زخدائی اعزاز
شمارهٔ ۴۵ - وله
سزد که یزد نوازد به بام گردون کوس
شمارهٔ ۴۶ - درحیرت از حوادث کون و فساد و مدح محبوب خالق اکبر موسی بن جعفر (ع)
خرد طبل تحیّر زن شبی خواندم به میدانش
شمارهٔ ۴۷ - وله
هرآنکه هست چو او سرو نار پستانش
شمارهٔ ۴۸ - ممدوح این قصیده معلوم نیست
ترکا گه پیمانه است برخیز و به پیمان باش
شمارهٔ ۴۹ - وله
جهان فهرست ایجاد و سطور امصار ایرانش
شمارهٔ ۵۰ - وله
شیفته بر روی سر کاکل چون عنبرش
شمارهٔ ۵۱ - وله
طالع بودت اختر حسن از رخ ساطع
شمارهٔ ۵۲ - وله
از کنز نهانیست کنون کعبه مشرف
شمارهٔ ۵۳ - وله
تیغ هلال تافت چو شوال را ز کف
شمارهٔ ۵۴ - درتهنیت روز ولادت با سعادت خاتم، محمدمصطفی صلی الله علیه وآله
چو از نهان بعیان زد علم رسول مصدق
شمارهٔ ۵۵ - وله
بروج حصن تبر را که سود بر افلاک
شمارهٔ ۵۶ - وله
سزد نمیدهی از کبر جواب سئوال
شمارهٔ ۵۷ - در تهنیت عید قربان
عید اضحی شد و از دولت این جشن جلیل
شمارهٔ ۵۸ - وله
خور به سرما گفت امروز کنم درک حمل
شمارهٔ ۵۹ - در ستایش ذات کبریایی صفات حضرت رضا علیه آلاف التحیه و الثناء
بودم ز سرو قدان صنمی سمین و سالم
شمارهٔ ۶۰ - وله
ای لبت آتش سوزان و عذار تو ارم
شمارهٔ ۶۱ - وله
ماه رمضان تافت از این بر شده طارم
شمارهٔ ۶۲ - وله
چو شد به لشکر نیسان طلایه دار نسیم
شمارهٔ ۶۳ - وله
زمشکین طره آن چشم چو بادام
شمارهٔ ۶۴ - وله
نامه نوشتم به دلربای خود از قم
شمارهٔ ۶۵ - وله
جهان بگشتم و دیدم بسی مقیم و مقام
شمارهٔ ۶۶ - وله
سلطنت تا به کمان یافت ز سرتیپ سهام
شمارهٔ ۶۷ - در آمدن ماه مبارک رمضان
بتا رسد اجل میکشان ز ماه صیام
شمارهٔ ۶۸ - ممدوح این قصیده معلوم نیست
رمضان آمد و آنگونه از او در حذریم
شمارهٔ ۶۹ - وله
در قرن شاه راستان صاحبقران راستین
شمارهٔ ۷۰ - وله
ظل ملک که چرخ به جان بوسدش زمین
شمارهٔ ۷۱ - در تهنیت عید صیام
رسید عید کمین کرد و تاخت بر رمضان
شمارهٔ ۷۲ - وله
از صدر جهان امروز آفاق طربزا بین
شمارهٔ ۷۳ - وله
آن پسر بچه حور است مگر یا غلمان
شمارهٔ ۷۴ - وله
تا که چون تیر از کمان رفت آن بت رعنای من
شمارهٔ ۷۵ - مطلع ثانی
کیستم من آنکه بوسد آسمان غبرای من
شمارهٔ ۷۶ - وله
سکه صاحبقرانی زد چو شاه راستان
شمارهٔ ۷۷ - لغز سماور و مدیحه
چه باشد آن جم بلقیس تخت سیم بدن
شمارهٔ ۷۸ - وله
کیست آن خسرو شیرین سخن و شور افکن
شمارهٔ ۷۹ - وله
لک السعاده ای کموفای پُر افسون
شمارهٔ ۸۰ - وله
چو شاه زنگ راند ابلق ز مکمن
شمارهٔ ۸۱ - وله
رسم نوروز شد امسال مگر دیگرگون
شمارهٔ ۸۲ - وله
ببال ای مرکز کرمان بنال ای خطه تهران
شمارهٔ ۸۳ - وله
از شه به والی حکم نو در نصب دیگر سال بین
شمارهٔ ۸۴ - درمنقب ذات کبریائی صفات علی بن موسی الرضا علیه آلاف التحیه والثناء
خورشید گریزان بودت در خم گیسو
شمارهٔ ۸۵ - وله
سپهسالار اعظم زد چو اندر مرز ری اردو
شمارهٔ ۸۶ - وله
گرچه عید آمده نیکوی و به نازم سر او
شمارهٔ ۸۷ - وله
ای آنکه به قد تالی سرو چمنی تو
شمارهٔ ۸۸ - در مدح گوشوار عرش خدا خامس آل عبا روحی و روح العالمین له الفدا
باز آن سرخ اطلس زیب پیکر ساخته
شمارهٔ ۸۹ - مطلع ثانی
خسروی کافلاک را منقوش از اختر ساخته
شمارهٔ ۹۰ - وله
جشن ولادت شه جم تخت کی کلاه
شمارهٔ ۹۱ - وله
بسان چرخ عید جم دوباره
شمارهٔ ۹۲ - وله
ای لعل روانبخش تو از آب بقا به
شمارهٔ ۹۳ - وله
ساخته کاخی سپهسالار بهر جشن شاه
شمارهٔ ۹۴ - وله
عید روزه است مگر قاصدی از حضرت شاه
شمارهٔ ۹۵ - وله
زان موسوی دو اژدر گیسوی آسیه
شمارهٔ ۹۶ - وله
خیز ای آیینهرخ می آر با صد طنطنه
شمارهٔ ۹۷ - وله
به یکی چشم زدن چشم توام برد ز راه
شمارهٔ ۹۸ - در جشن عید غدیر و منقبت مولای متقیان امیر مومنان علی بن ابی طالب (ع)
چون پرشراب راز شد خم غدیر حیدری
شمارهٔ ۹۹ - وله
ظل شه را چو زری سوی صفاهان شد رای
شمارهٔ ۱۰۰ - مطلع ثانی
کای باقبال جهانگیر و ممالک پیمای
شمارهٔ ۱۰۱ - در تهنیت عید قربان
خلیل ار کرد قربانی به عید از امر یزدانی
شمارهٔ ۱۰۲ - وله
به گیسوان خم ابروی آن بت علوی
شمارهٔ ۱۰۳ - وله
ای کز دو چهر غیرت یک بوستان گلی
شمارهٔ ۱۰۴ - تغزلی است در استقبال حکیم عنصری
ای که نرخ بوسهات بر ما به نقد جان کنی
شمارهٔ ۱۰۵ - وله
بتی که رشک لب لعل او برد عیسی