غزل شمارهٔ ۵۴
هوش مصنوعی: این شعر درباره آرزوها و محبت شدید نسبت به معشوق است. شاعر از دوری معشوق غمگین است و میخواهد هر خوشی و خوشبختی به او برسد. او خود را بنده و خدمتگزار معشوق میداند و دعا میکند که روزهای خوشی برای او باشد. همچنین، شاعر امیدوار است که عشق و وصل معشوق همیشه در نزدیکیاش باشد و دوری از او به هیچوجه ادامه نداشته باشد.
سخت خوشی چشم بدت دوربادسال و مه و روز و شبت سور باد
هوش مصنوعی: آرزو میکنم که از چشم بد دور باشی و هر روز و هر ماه و هر سال برایت پر از شادی و سرور باشد.
بندهٔ زلفین تو شد غالیهخاک کف پای تو کافور باد
هوش مصنوعی: من به زلفهای تو همچون بندهای هستم و خاک کف پای تو برای من عزیزتر از کافور است.
خادم و فراش تو رضوان سزدچاکر و دربان درت حور باد
هوش مصنوعی: خدمتگزار و نگهبان تو شایستهاند، همانطور که چاکر و دربان درگاه تو مثل حوری هستند.
عاشق محنتزده چون هست شادحاسد خرم شده مهجور باد
هوش مصنوعی: عاشق دردی کشیده به خاطر عشقش خوشحال است، در حالی که کسی که حسود است و از دور به او نگاه میکند، خوشحال شده و از دوری او لذت میبرد.
وصل تو بادا همه نزدیک ماهجر تو جاوید ز ما دور باد
هوش مصنوعی: باشد که وصل تو همیشه در نزدیکی ما باشد و جدایی از تو همواره از ما دور بماند.