غزل شمارهٔ ۶۸
هوش مصنوعی: این اشعار درباره عشق و زیبایی معشوق هستند. شاعر به قد و قامت معشوق اشاره میکند و میگوید که معشوقش همچون سرو بلند و زیباست. او همچنین میگوید که هرچند وصال معشوق برایش خوشایند است، اما جدایی از او باعث اندوهی عمیق میشود. شاعر در عین شادی از وجود معشوق، به غمهای درونیاش نیز اشاره میکند و میفهمد که عشق پیچیدگیهایی دارد. او از عقل و تفکر در عشق سخن میگوید و تأکید دارد که در عشق، احساسات بر عقل غالب است. در انتها، شاعر سعی میکند نشان دهد که حتی سرزنشهای دیگران در برابر زیبایی و عشق واقعی بیاهمیت است.
با قد تو قد سرو خم داردچون قد تو باغ، سرو کم دارد
هوش مصنوعی: قد تو به قد سرو میماند؛ اما باغ به خاطر حضور تو، سرو کمتری دارد.
وصلت ز همه وجود به لیکنتا هجر تو روی در عدم دارد
هوش مصنوعی: روابط عمیق و تمام وجودم به تو پیوند خورده است، اما جدایی از تو باعث میشود که وجودم به سمت نیستی و عدم برود.
شادم به تو و یقین همی دانمکین یک شادی هزار غم دارد
هوش مصنوعی: من خوشحالم که تو را دارم و میدانم که این شادی، خود با هزار غم همراه است.
در کار تو نیست عقل بر کاریکار آن دارد که یک درم دارد
هوش مصنوعی: عقل و خرد در کار تو تاثیری ندارد؛ کار آن کسی ارزش دارد که حتی یک درهم در دست دارد.
دایم چو قلم به تارکم پویانزان قامت و قد که چون قلم دارد
هوش مصنوعی: به طور مداوم وقتی که قلم در دستم حرکت میکند، به یاد قامت و قد او میافتم که مانند قلم است.
در راه تو انوری تو خود دانیعمریست که تا ز سر قدم دارد
هوش مصنوعی: در مسیر تو، انوری، خودت بهتر میدانی که سالهاست اینجا ایستادهام و منتظر قدم تو هستم.
گر سرزنش همه جهان خواهیآن نیز به دولت تو هم دارد
هوش مصنوعی: اگر بخواهی که همهی مردم تو را سرزنش کنند، باید بدانی که این هم به نفع قدرت و جایگاه توست.