غزل شمارهٔ ۹۰
هوش مصنوعی: این شعر احساس ناامیدی و رنجی عمیق از عشق را بیان میکند. گوینده از دل خود سخن میگوید که به رغم تلاشهایش برای بازگشت به حالت اول، نمیتواند فراموش کند. معشوقهای که گوینده به آن دل بسته، اکنون شخص دیگری را در کنار خود دارد و این باعث درد دل او میشود. او میفهمد که راستگویی در این شرایط لازم است و اگر معشوق نمیتواند به او بازگردد، به خاطر شرایط غیرمتحملی است. در نهایت، او میگوید که حتی با تمام فداکاریهایی که به عشقش کرده، هنوز نمیتواند به حالتی از آرامش برسد.
دل راه صلاح برنمیگیردکردم همه حیله درنمیگیرد
هوش مصنوعی: دل من راه درست را نمیشناسد و هر تلاشی که میکنم، به نتیجه نمیرسد.
معشوقه دگر گرفت و دیگر شددل هرچه کند دگر نمیگیرد
هوش مصنوعی: معشوقه دیگری را انتخاب کرد و دل من به حال اولین عشق تغییر کرده است. هرچه او انجام دهد دیگر برایم تاثیری ندارد.
الحق نه دروغ راست باید گفتمعذور بود اگر نمیگیرد
هوش مصنوعی: حقیقت این است که باید صادقانه سخن گفت، و اگر کسی نتواند این کار را انجام دهد، قابل بخشش است.
من تختهٔ عاشقی ز سر گیرمهرچند که او ز سر نمیگیرد
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق، بار دیگر از نو شروع میکنم، هرچند او تمایلی به این کار ندارد.
دادم دو جهان به باد در عشقشما را به دو حبه برنمیگیرد
هوش مصنوعی: من دو جهان را در عشق او فدای او کردم و او به خاطر ما حتی به دو دانه گندم هم اهمیت نمیدهد.