غزل شمارهٔ ۱۱۷
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان درد و اندوه ناشی از عشق میپردازد. او میگوید که این درد و اندوه نمیتواند برای همیشه در دل پنهان بماند و در نهایت از بین خواهد رفت. همچنین اشاره میکند که زیبایی و حضور معشوق نیز همیشگی نیست و با گذر زمان، یاد و آوازه آن فرد از بین خواهد رفت. شاعر تأکید میکند که اگر دل انسان با همه در دنیا دلبسته باشد، هیچ دلی در این زمینه باقی نمیماند و در نهایت تنها درد و نگرانی خواهد ماند. او به این نکته اشاره دارد که در این میان، چیزی از عشق و زیبایی که به آن دلبستهایم باقی نمیماند و تنها زیان و آسیبها باقی خواهند ماند.
درد تو دلا نهان نمانداندوه تو جاودان نماند
هوش مصنوعی: درد و رنج تو از دل فراموش نمیشود و غم تو برای همیشه پایدار نخواهد ماند.
از عشق مشو چنین شکفتهکان روی نکو چنان نماند
هوش مصنوعی: از عشق، اینگونه شاد و خرم نباش که زیبایی آن چهرهی نیکو، همیشه پا برجاست.
آوازهٔ تو فرو نشیندوز محنت تو نشان نماند
هوش مصنوعی: نام تو فراموش خواهد شد و نشانهای از درد و رنج تو باقی نخواهد ماند.
گر با همه کس چنین کند دلیک دلشده در جهان نماند
هوش مصنوعی: اگر کسی با همه افراد چنین رفتار کند، در دنیا هیچ دل شکستهای باقی نخواهد ماند.
از درد تو دل نماند و بیمستکز بیرحمیت جان نماند
هوش مصنوعی: دل از درد تو به تنگ آمده و بیم آن میرود که از بیرحمیات جان کسی باقی نماند.
از کار جهان کرانهای دلکازار درین میان نماند
هوش مصنوعی: در افکار و مشغلههای دنیوی، هیچ نهایتی برای دل انسانی وجود ندارد و در این میان، هیچ چیزی ثابت و پایدار نمیماند.
آن سود بسم که تو بمانیبل تا همه سو زیان نماند
هوش مصنوعی: سود واقعی در این است که تو بمانی، زیرا در غیر این صورت، همهجا خسارت خواهد بود.