غزل شمارهٔ ۱۴۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان اهمیت عشق و وابستگی عاطفی میپردازد. او میگوید که اگر کسی به غم عشق تو بیفتد، به هدف دو جهان میرسد. هر کسی که در پای تو قربانی شود، در تمام زمان برجسته خواهد بود. با وجود رنجها، راحتی دو عالم در عشق تو به نظر بیاهمیت میآید. شاعر در اشاره به وصال میپرسد که چه کسی در برابر عشق تو میتواند قرار گیرد و تأکید میکند که هیچکس از عشق تو بالاتر نیست. در پایان، شاعر از تسلیم شدن در برابر این عشق سخن میگوید، زیرا عشق همواره به شکلهای مختلفی ظهور میکند.
آنرا که غمت ز در درآیدمقصود دو عالمش برآید
هوش مصنوعی: اگر کسی غم تو از زندگیاش برود و دلش شاد شود، به هدفی بزرگ در این دنیا و آن دنیا دست مییابد.
در پای تو هرکه کشته گردداز کل زمانه بر سر آید
هوش مصنوعی: هر کسی که برای تو بمیرد، در تمام زمانه به یاد او خواهند آمد.
با رنج تو راحت دو عالمدر چشم همی محقر آید
هوش مصنوعی: رنج و سختیهایی که تو متحمل میشوی، باعث میشود که آسایش و راحتی دو جهانی که در نظر دیگران مهم به نظر میرسد، برای من بسیار ناچیز و حقیر به نظر بیاید.
خود گر سخن از وصال گوییکان کیست که در برابر آید
هوش مصنوعی: اگر از دیدار و وصال صحبت کنی، چه کسی جرأت میکند در مقابل تو قرار بگیرد؟
کس نیست که بر بساط عشقتاز صف نعال برتر آید
هوش مصنوعی: هیچکس نیست که بر فضای عشق تو از آنچه بر پای نعل نصب شده برتر باشد.
ماییم و سری و اندکی زرتا عشق ترا چه درخور آید
هوش مصنوعی: ما فقط کمی زر داریم و قلبی سرشار از عشق، حالا این عشق برای تو چه ارزشی دارد؟
پس با همه دل بگفته کای مردهرچه آید بر سر و زر آید
هوش مصنوعی: بنابراین با تمام وجود بیان میکنم که ای مرد، هر چه که بر تو بگذرد، چه خوب و چه بد، به فراوانی خواهد بود.
گر در همه عمر گویم ای وصلهجرانت ز بام و در درآید
هوش مصنوعی: اگر تمام عمرم را بگذرانم و بگویم که ای وصال تو، حتی اگر جداییات از بام و در وارد شود.
زان تا ز تو برنیایدم کامکار دو جهان به هم برآید
هوش مصنوعی: از آن زمان که به تو نرسم و خواستهام را برآورده نکنم، همه چیز در دو جهان دچار آشفتگی میشود.
تسلیم کن انوری که این نقشهربار به شکل دیگر آید
هوش مصنوعی: آن کسی را که اهل تسلیم است، به یاد داشته باش که این تصویر هر بار به گونهای متفاوت نمایان میشود.