غزل شمارهٔ ۱۶۵
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق است. شاعر به وصف چهره دلربا و لبانی شیرین اشاره میکند و از تاثیر عمیق آن بر عاشقان صحبت میکند. او از معشوق میخواهد که زیباییاش را پنهان نکند، زیرا هیچکس به اندازه او زیبا نیست. عاشقان به خاطر دیدن او در درد و رنج به سر میبرند و شاعر خود را به عنوان یک عاشق بینظیر معرفی میکند که با وجود خشکی لب و چشمان اشکآلود، همچنان به عشقش پایبند است.
ای شده از رخ تو تاب قمروی شده از لب تو آب شکر
هوش مصنوعی: تو مانند ماهی که از زیبایی چهرهات درخشان شده و لبهای تو همچون شهد شیرین است.
از رخ و زلف خویش در عالمفتنهای در فکندی ای دلبر
هوش مصنوعی: ای دلبر، با زیبایی و زلفهای خود در دل دنیا غوغایی بهپا کردی.
چهره پنهان مکن که در خوبیچون تو صاحب جمال نیست دگر
هوش مصنوعی: چهرهات را پنهان نکن، زیرا مانند تو کسی با این زیبایی وجود ندارد.
عاشقان ترا بدین اومیدتا ببینندت ای پری پیکر
هوش مصنوعی: عاشقان در انتظارند تا تو را ببیند، ای کسی که همچون پری زیبا هستی.
در هوای تو ماندهاند به دردچهره پر خون و سینه پر اخگر
هوش مصنوعی: در هوای تو، عدهای با چهرهای خونین و سینهای پر از آتش و درد دست و پنجه نرم میکنند.
نیست چون انوری یکی عاشقبا لب خشک و با دو دیدهٔ تر
هوش مصنوعی: هیچ کس مانند انوری وجود ندارد که عاشق باشد و لبهایش خشک و چشمانش پر از اشک باشد.