غزل شمارهٔ ۱۷۹
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد تا باده را در جام بریزد و دوستان را به جشن و شادی دعوت کند. او تاکید میکند که زمان مستی و خوشگذرانی است و نباید از لذتهای زندگی پرهیز کرد. شاعر همچنین از فردی میخواهد که بدخلق و تندخو نباشد و ساعتی با آنها بگذراند. در نهایت، توصیه میکند که مانند انوری (شاعر) در پناه باده، از غم و اندوه دور شوند و از خوشیهای زندگی بهرهمند شوند.
ساقی اندر خواب شد خیز ای غلامباده را در جامِ جان ریز ای غلام
هوش مصنوعی: ای غلام، ساقی خوابش برده است، برخیز و باده را در جام جان بریز.
با حریفِ جنس درساز ای پسردر شرابِ لعل آویز ای غلام
هوش مصنوعی: پسر، با کسی که در هنر و زیبایی مهارت دارد همراه شو و در دنیای شگفتانگیز لذتهای زندگی غرق شو.
چند گویی مست گشتم؟ می بنهوقتِ مستی نیست مستیز ای غلام
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که آیا باز هم میخواهی بگویی که من مست شدهام؟ زمان نوشیدن مشروبات برای مست شدن نیست، بنابراین ای غلام، مست نشو.
چند پرهیزی از این پرهیز چند؟از چنین پرهیز پرهیز ای غلام
هوش مصنوعی: چند وقت میخواهی از این اجتناب و دوری بگذرانی؟ از چنین دوری و خودداری بپرهیز، ای بنده!
بیش از این بدخویی و تندی مکنساعتی با ما بیاویز ای غلام
هوش مصنوعی: دیگر بیشتر از این بدخلقی و تندی نکن، کمی با ما باش و همراه شو ای دوست.
در پناهِ باده شو چون انوریوز غمِ ایام بگریز ای غلام
هوش مصنوعی: در آغوش شراب پناه بگیر و مانند انوری، از غم روزها فرار کن ای جوان.