غزل شمارهٔ ۱۸۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از لحظهای خاص و شگفتانگیز صحبت میکند که محبوبی زیبا و دلربا به نزد او آمده و بادهای مینوشد. او با چنگ در دست و جامی پر از شراب، لذت و شادمانی را تجربه میکند. شاعر به یادآوری میآورد که در طول عمرش از جفای روزگار رنج برده و اکنون در این لحظه خوش، خود و محبوبش را در کنار هم مییابد. تأکید بر خلوص این لحظه است؛ بدون هیچ مزاحمتی از طرف دیگران، آنان فقط با هم و در کنار هم، مشغول لذت و سرود هستند. در نهایت، شاعر به سادگی و بینیازی از دیگران اشاره میکند و از این لحظه نهایت شادی و مستی را تجلیل میکند.
مست از درم درآمد دوش آن مهِ تمامدر بر گرفته چنگ و به کف برنهاده جام
هوش مصنوعی: دیشب، آن ماه با تمام زیباییاش به دور از منزل من آمد. او با یک ساز در آغوشش و جامی در دستش، به طور سرشار و شاداب به من نزدیک شد.
بر روزِ روشن از شبِ تیره فکنده بندوز مشکِ سوده بر گلِ سوری نهاده دام
هوش مصنوعی: در روز روشن به راحتی از شب تاریک عبور کرده و دام خود را بر روی گلهای سرخ قرار داده است.
آهنگِ پست کرده به صوتِ حزینِ خویششکّر همی فشانده ز یاقوتِ لعلفام
هوش مصنوعی: با صدای غمانگیز خود، موزیکی دلنشین خلق کردهام که مانند شکر، زیبایی را از گرانبهاترین سنگها به تماشا میگذارد.
گفتی که لعلِ ناب و عقیقِ گداختهستدر جامِ او ز عکسِ رخِ او شرابِ خام
هوش مصنوعی: گفتی که انگشتری با گوهرهای باارزش در جام او وجود دارد، که در واقع شراب خامی است که به خاطر تصویر چهره او ساخته شده است.
بنشست بر کنارِ من و باده نوش کردآن ماهِ سروقامت و آن سروکش خرام
هوش مصنوعی: دختر زیبای قدبلند بر کنار من نشست و شرابی نوشید، او همان ماهی است که با ناز و زیبایی خاص خود میرقصد.
گفت: ای کسی که در همه عمر از جفایِ چرخبا من شبی به روز نیاوردهای به کام
هوش مصنوعی: گفت: ای کسی که در تمام عمر نتوانستی به من یک شب خوب و آرام ببخشی و همیشه با مشکلات و سختیها روبرو شدم.
اینک من و تو و میِ لعل و سرود و رودبی زحمتِ رسول و فرستادنِ پیام
هوش مصنوعی: اکنون من و تو در کنار هم با جام سرخ و آواز و جوی آب هستیم، بدون نیاز به زحمت و پیامآور.
با چنگ بر کنار بُد اندر کنارِ منمخمور تا به صبحِ سفید از نمازِ شام
هوش مصنوعی: با چنگی که در دست داری، در کنار من مست نشستهای. تا سپیدهدم و پس از نماز مغرب، با من بمان.
در گوشهای که کس نبُد آگه ز حالِ مازان عشرتِ بهغایت و زان مستیِ تمام
هوش مصنوعی: در جایی که هیچکس از وضعیت ما خبر ندارد، از خوشی و شادمانی بسیار و مستی کامل لذت میبریم.
نه مطرب و نه ساقی و نه یار و نه حریفاو بود و انوری و میِ لعل والسلام
هوش مصنوعی: نه نوازندهای وجود دارد، نه شرابی هست، نه دوست و نه همنشینی، تنها آنوری و شراب قرمز و بس.