غزل شمارهٔ ۲۵۶
هوش مصنوعی: این شعر از شاعری غمگین و دلشکسته است که در جستجوی محبوب خود و نشانههایی از اوست. او از مردم میخواهد که نشانی از آرامش و عشق خود را به او بدهند، زیرا در زندگیاش احساس تنهایی و غم میکند. او به یاد محبوبش میافتد و به زیبایی او اشاره میکند، اما میبیند که او در کنارش نیست. همچنین به فقدان مهربانی در زندگیاش اشاره دارد و از این عدم محبت ناراحت است. به طور کلی، شعر بیانگر حس تنهایی و longing (اشتیاق) عمیق گوینده برای محبوبش است.
ای مردمان بگویید آرام جان من کوراحتفزای هر کس محنترسان من کو
هوش مصنوعی: ای مردم، بفرمایید که آرامش جان من کجاست؟ چه کسی میتواند به من راحتی ببخشد و برعکس، چه کسی باعث زحمت و دردسر من شده است؟
نامش همی نیارم بردن به پیش هر کسگه گه به ناز گویم سرو روان من کو
هوش مصنوعی: من نام او را هر بار به هر کسی نمیبرم، اما گاهی به ناز میگویم که محبوب من کجاست.
در بوستان شادی هر کس به چیدن گلآن گل که نشکفیدهست در بوستان من کو
هوش مصنوعی: در باغ شادی، هر فردی مشغول چیدن گلهای زیباست، اما من به دنبال آن گلی هستم که هنوز نشکفته و جوانه نزده است.
جانان من سفر کرد با او برفت جانمباز آمدن از ایشان پیداست آن من کو
هوش مصنوعی: عزیز من سفر کرد و جانم با او رفت. بازگشتن من از اینها مشخص است، پس آن من کجاست؟
هر چند در کمینه نامه همی نیرزمدر نامهٔ بزرگان زو داستان من کو
هوش مصنوعی: اگر چه در نوشتههای خودم ارزش چندانی ندارم، اما کاش داستان من هم در نوشتههای بزرگترها باشد.
هر کس به خان و مانی دارند مهربانیمن مهربان ندارم نامهربان من کو
هوش مصنوعی: هر کسی که با خانواده و محل زندگیاش مهربان باشد، من هم نسبت به او مهربانی دارم. اما هیچ نامهربانی از طرف من وجود ندارد؛ پس چه کسی نامهربان است؟