غزل شمارهٔ ۲۵۷
هوش مصنوعی: این شعر به بیان درد و رنج شاعر از جدایی و محبت ناکام میپردازد. شاعر به معشوق خود که باعث آزار او شده اشاره میکند و از وفاداری اولیهاش سخن میگوید. او نگران از اینکه چگونه میتواند از عشق خود روی برگرداند، در عین حال به دعای شبانهاش برای معشوق اشاره میکند. این درد فراق و زحمت عشقش او را به شدت غمگین کرده و بیدلی و بیپناهیاش را در محنت عاشقی نشان میدهد.
ای برده دل من و جفا کردهبافرقت خویشم آشنا کرده
هوش مصنوعی: ای دل من که به تعبیر بردهای، با بیوفایی و جدایی خود، مرا با درد و غم آشنا کردهای.
آخر به جفا مرا بیازردیدر اول دوستی وفا کرده
هوش مصنوعی: در نهایت، تو در اوایل دوستیات با من وفادار بودی، اما در آخر به من بیمهری کردی و آزارم دادی.
روی از تو بتا چگونه گردانمپشت از غم عشق تو دو تا کرده
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم به روی تو پشت کنم؟ غم عشق تو باعث شده است که قلبم شکسته و دو نیم شده باشد.
هر روز مرا هزار بد گوییمن بر تو هزار شب دعا کرده
هوش مصنوعی: هر روز به من هزاران بدی میگویند، اما من در طول هزار شب برای تو دعا کردهام.
ای رنج فراق روی و موی توجان ودل من ز من جدا کرده
هوش مصنوعی: عزیز من، دوری و جدایی تو باعث شده که جان و دل من از من جدا شوند و رنج بسیاری به من بدهد.
وانگه من مستمند بیدل رادر محنت عاشقی رها کرده
هوش مصنوعی: سپس من، که بیدل و ناتوان هستم، را در سختیهای عشق تنها گذاشتی.