غزل شمارهٔ ۲۶۳
هوش مصنوعی: شاعر با اندوه و درد از وفاداری و جفاهایی که از طرف محبوبش به او شده، سخن میگوید. او احساس میکند که محبوبش بیشتر از دیگران به او آسیب زده و دلش داغدار است. علیرغم اینکه محبوبش به دیگر عاشقان هم سختی میدهد، اما او بیش از همه به دل شاعر آسیب زده است. شاعر به محبوبش میگوید که او واقف به آلام فراق او نیست و درک درستی از درد دل او ندارد.
مسکین دلم به داغ جفا ریش کردهایجور از همه جهان تو به من بیش کردهای
هوش مصنوعی: دل بیچارهام از شدت ناراحتی و ظلمی که به من روا داشتهای، به شدت آزرده و رنجور است؛ تو از هر کس و هر چیز دیگری، بر من بیشتر از اینها سختی و زحمت آوردهای.
دل ریش شد هنوز جفا میکنی بر اوای پر نمک دلم همه بر ریش کردهای
هوش مصنوعی: دل من زخمزده و رنجیده است، اما تو همچنان بر او بیرحمی میکنی. ای شیرینزبان، تو همه چیز را بر دلم خراب کردهای.
بر عاشقان جفا کنی ای دوست روز و شبلیکن ز جمله بر دل ما بیش کردهای
هوش مصنوعی: ای دوست، هر روز و شب به عاشقها سختی وارد میکنی، اما از همه بیشتر بر دل ما سختی رساندهای.
گفتی که از فراق چه رنجت همی رسدآری قیاس ما ز دل خویش کردهای
هوش مصنوعی: گفتی که ازدواج دوری چه زحمت و دردی برایت به وجود آورده است، اما باید بگویم که تو فقط با دل خودت این موضوع را مقایسه کردهای.