غزل شمارهٔ ۲۷۲
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حسرت و ناامیدی شاعر از عشق و رابطهای است که به تازگی آغاز شده ولی به سرعت به پایان رسیده است. شاعر احساس میکند که عشقش به مانند آتشی درون او شعلهور شده و سپس به سرعت فروکش کرده و رفته است. او به این نکته اشاره میکند که آرزوهایش دیر به حقیقت پیوستهاند و دوستی و محبت طرف مقابلش نیز کوتاهمدت بوده است. در نهایت، شاعر از آزادی و آرامشی که انتظار داشت به دست آورد، ناامید است و همچنان در حسرت وصال و عشق باقی مانده است.
ای دیر به دست آمده بس زود برفتیآتش زدی اندر من و چون دود برفتی
هوش مصنوعی: ای عشق که به سختی به دست آمدی، خیلی زود اوقات خوش را ترک کردی. همچون آتش که در وجودم شعلهور شدی و به سرعت مانند دود ناپدید شدی.
چون آرزوی تنگدلان دیر رسیدیچون دوستی سنگدلان زود برفتی
هوش مصنوعی: هرگاه آرزوی کسانی که دل تنگ دارند دیر برآورده شود، مانند دوستی است که افراد سنگدل به سرعت از آن دور میشوند.
زان پیش که در باغ وصال تو دل مناز داغ فراق تو برآسود برفتی
هوش مصنوعی: قبل از آن که دل من از درد دوری تو آرام بگیرد و به باغ وصال تو بیافتد، تو رفتی.
ناگشته من از بند تو آزاد بجستیناکرده مرا وصل تو خشنود برفتی
هوش مصنوعی: من هنوز از قید و بند تو رها نشدهام، اما تو بدون اینکه به من وصل شوی، با رضایت رفتی.
آهنگ به جان من دلسوخته کردیچون در دل من عشق بیفزود برفتی
هوش مصنوعی: با رفتن تو، آهنگی در دل من نواخته شد و احساس عشق در وجودم بیدار گردید.