غزل شمارهٔ ۲۸۶
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از احساسات عاشقانهاش سخن میگوید. او میگوید هرچند معشوق ممکن است او را نخواهد، اما او همچنان به عشقش پایبند است. شاعر به دستکمکردن و بیقدری در عشق اشاره میکند و میگوید که این خواری بخشی از عشق است. او از دشواریهای عشق و وفاداری به وعدهها میگوید و در نهایت به این نتیجه میرسد که بهتر است دلی به کسی نبندد که ویژگیهای خوب ندارد. در کل، شعر به بیان وفاداری، دردهای عاشقانه و انتظارات از محبوب میپردازد.
تو گر دوست داری مرا ور نداریمنم همچنان بر سر دوستداری
هوش مصنوعی: اگر تو مرا دوست داشته باشی یا نداشته باشی، من همچنان به دوست داشتن تو ادامه میدهم.
به هر دست خواهی برون آی با منز تو دستبرد و ز من بردباری
هوش مصنوعی: هر طور که بخواهی میتوانی با من ارتباط برقرار کنی، اما تو باید از افکارت دوری کنی و من هم صبر و تحمل خودم را حفظ کنم.
چه دارم ز عشق تو عمری گذشتهنیاری بدین خاصیت روزگاری
هوش مصنوعی: من بعد از گذشت یک عمر از عشق تو، چه چیزی دارم که به این ویژگی روزگار اشاره کنم؟
چو گویم که خوارم ز عشق تو گوییهم از مادر عشق زادست خواری
هوش مصنوعی: وقتی میگویم که به خاطر عشق تو حقیر و بیارزش هستم، تو هم میگویی که از ابتدا عشق با حقارت به دنیا آمده است.
من از کار تو دست باری بشستمزهی پایداری زهی دست کاری
هوش مصنوعی: من از کار تو دست کشیدم و کاری از تو را ترک کردم، تو و صبر و استقامتت، چه شایسته و هنرمندانه است.
تو داری سر آن که در کار خویشمز پای اندر آری و سر درنیاری
هوش مصنوعی: تو در تلاش هستی که مرا از کار و زندگیام منحرف کنی، اما هرگز نمیخواهی به من نزدیک شوی یا در زندگیام دخالت کنی.
دل آنجا نهادم که عهدی بکردیبه پای وفا بر کدام استواری
هوش مصنوعی: دل من در جایی قرار گرفته که تو به وعدهای وفا کردی، حالا این وفا بر پایه کدام استحکام است؟
همان به که با خوی تو دل نبندمکه الحق چنین خوب خویی نداری
هوش مصنوعی: بهتر است که با تو رابطهای عاطفی برقرار نکنم، چون واقعاً نمیتوانی ادعای خوبی و مهربانی کنی.