غزل شمارهٔ ۲۹۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از لحظهی حال خود لذت میبرد و از دوستانش میخواهد تا جامهای خود را پر کنند و لحظاتی شاد را تجربه کنند. او به عدم قطعیت آینده اشاره میکند و به هر دلیلی که ممکن است پیش آید، اهمیت لحظههای کنونی را یادآوری میکند. شاعر برای دلخوشی، میخواهد مینوشد، چرا که در زمان جدایی، روزها دشوار میگذشتند و لحظات وصال شیرینتر از شبهای غمانگیز بودند. او میگوید که دنیا تحت تأثیر کلمات ما نخواهد بود و از دوستانش میخواهد که برای یاد آوری مجد و عظمت خود، به او جام بدهند تا بنوشد.
مرا وقتی خوشست امروز و حالیقدحها پر کنید و حجره خالی
هوش مصنوعی: امروز حال من خوب است، پس بیایید لیوانها را پر کنید و اتاق را خلوت کنید.
که داند تا چه خواهد بود فردابزن رود و بیاور باده حالی
هوش مصنوعی: کسی نمیداند فردا چه خواهد شد، پس برو و برای خود نوشیدنی بیاور و از لحظه حال لذت ببر.
رهی دلسوزتر از روز هجرانمیی خوشتر ز شبهای وصالی
هوش مصنوعی: در روزهای دوری از معشوق، احساسات و یادهای شیرینی وجود دارد که لذتبخشتر از شبهای وصال و نزدیکی به معشوق است.
ز طبع خود نخواهد گشت گردوناگر زو شکر گویی یا بنالی
هوش مصنوعی: اگر غم یا شادمانی خود را بیان کنی، زمین و آسمان بر اساس خواستههای تو تغییر نخواهند کرد.
قدح بر دست من نه تا بنوشمبه یاد مجد دین زینالمعالی
هوش مصنوعی: جامی در دست من است تا به یاد بزرگی دین، زینالمعالی بنوشم.