غزل شمارهٔ ۳۰۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به معشوقهاش خطاب کرده و از تأثیر عشق و زیبایی او بر خود سخن میگوید. او به سوز و آتش درون خود اشاره دارد و از او میخواهد که با ظرافت بیشتری به او نگاه کند و عشقش را به آرامی بروز دهد. شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوقهاش میگوید و به عدم آگاهی خود از جذابیتهای او اشاره میکند. در نهایت، به او ابراز عشق میکند و میخواهد که ارتباطشان با محبت و آرامش بیشتر باشد.
گرد ماه از مشک خرمن میزنیواتش اندر خرمن من میزنی
هوش مصنوعی: نور ماه مانند عطر مشک در فضا پخش میشود و تو با این نور، آتش را در دل خرمن من شعلهور میکنی.
پردهٔ شب را بدین زودی چرابر فراز روز روشن میزنی
هوش مصنوعی: چرا به این زودی شب را میزنی و روز روشن را میپوشانی؟
من ز سودای تو بر سر میزنمتو نشسته فارغ و تن میزنی
هوش مصنوعی: من به خاطر عشق و یاد تو دچار جنون و بیتابی هستم، در حالیکه تو به آرامی نشستهای و بیاعتنا به حال من، به خوشگذرانی مشغولی.
ای ببردستی بطراری ز منمن ندانستم که این فن میزنی
هوش مصنوعی: ای کسی که در کار خود چيرهدستی، من از بینش و ترفند تو بیخبرم.
آستین بشکردهای بر کشتنمطبل خود در زیر دامن میزنی
هوش مصنوعی: تو به نحوی آرام و پنهانی برای نابود کردن من اقدام میکنی، ولی در عین حال صدای نواختن طبل خود را در زیر دامن خودت به گوش میرسانی.
تیر مژگان را بگو آهستهترکو نه اندر روی دشمن میزنی
هوش مصنوعی: به مژگان خود بگو که آرامتر چشمش را به سوی دشمن نگیرد و نبیند که او را هدف قرار داده است.
بوسهای من بر کف پایت دهممدتی آن بر سر من میزنی
هوش مصنوعی: من بر دستانت بوسه میزنم و تو مدتی با پای خود بر سرم میزنی.