قصیدهٔ شمارهٔ ۶۷ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانی
هوش مصنوعی: این متن شعری است که به زیبایی و عظمت قدرت و فضیلتهای یک شخص خاص اشاره دارد. شاعر بیان میکند که طبیعت و هستی به خاطر وجود او به ثمر میرسد و عشق و محبت او باعث دستیابی به خوشبختی و منفعت میشود.
شاعر از نمادهای مختلفی استفاده میکند، مانند دریا، آتش بخور، بلبل و گل، تا نشان دهد که چطور این شخص در زندگی دیگران تأثیر مثبت دارد. او به قدرت و عدالت این فرد اشاره کرده و بر اهمیت او در امور دینی و دنیوی تأکید میکند.
نهایتاً، این شعر به نوعی ستایش و مدح از شخصیت والایی است که در زندگی انسانها نقش مؤثری دارد و به خوشبختی و آرامش آنان میافزاید.
طبعم به عرضه کردن دریا و کان رسیدنطقم به تحفه دادن کون و مکان رسید
هوش مصنوعی: ماهیت من به مرحلهای رسیده که میتوانم دریا و معادن را به نمایش بگذارم و سخن من به جایی رسیده که میتواند هدایای وجود و جهان را ارائه دهد.
هم وهم من به مقصد خرد و بزرگ تاختهم گام من به معبد پیر و جوان رسید
هوش مصنوعی: من و اندیشهام به سوی هدفی بزرگ و خردمندانه حرکت کردیم و قدمهایمان به معبدی رسید که هم برای جوانان و هم برای پیران مناسب بود.
این دود عود شکر که جانست مجمرشبدرید آسمانه و بر آسمان رسید
هوش مصنوعی: این دود خوشبو که نشانهای از روح و زندگی است، از ظرفش به بیرون سرریز شده و به آسمان میرسد.
انده بمرد و مفسدت او ز دل گذشتشادی بزاد و منفعت او به جان رسید
هوش مصنوعی: غم و ناامیدی از دل رخت بربست و شادی در دل جای گرفت، و سود او به زندگی جان دوبارهای داد.
رنجور بادیه به فضای ارم گریختمقهور هاویه به هوای جنان رسید
هوش مصنوعی: بیمار و رنجور در حالتی سخت و آشفته، از دشت بیرحم به سرزمین آرام و خوشبو فرار کرد و از دامان جهنم به سوی بهشت رسید.
بلبل فصیح گشت چو بوی بهار یافتگل تازگی گرفت چو در بوستان رسید
هوش مصنوعی: پرندهای خوشزبان وقتی بوی بهار را استشمام کرد، گل نیز طراوت و تازگی گرفت زمانی که به باغ رسید.
پرواز کرد باز هوای ثنا و مدحوز فر او اثر به زمین و زمان رسید
هوش مصنوعی: پرندهای به پرواز درآمد که بوی ستایش و تمجید را به همراه داشت و تأثیر وجود او در زمین و زمان پخش شد.
محبوب شد جهان که ز اقلیم رابعشاز چهرهٔ سخا و سخن کاروان رسید
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر محبوبیت او زیبا شده است، چرا که از سرزمین چهارم، با چهرهای سخاوتمند و با کلامی دلنشین، کاروانی به اینجا آمده است.
محنت رود چو مدت عنف از زمانه رفتنوبت رسد چو نوبت لطف جهان رسید
هوش مصنوعی: زمانی که سختیها و مشکلات از زندگی دور شدند و زمان خوشیها فرارسید، آنگاه نوبت به روزهای خوب و رحمتهای الهی خواهد رسید.
عالی سخن به حضرت عالی نسبت شتافتصاحب هنر به درگه صاحبقران رسید
هوش مصنوعی: شخصی با مهارت و هنر، سخنان عالی را به شما نسبت میدهد و به درگاه کسی که صاحب قرآن است میرسد.
دستور شهریار جهان مجد دین که دیناز جاه او به منفعت جاودان رسید
هوش مصنوعی: دستور فرمانروای بزرگ که موجب شد دین به خاطر او به سودی پایدار و ابدی دست یابد.
محسود خسروان علیبن عمر که عدلاز رای او به رؤیت نوشیروان رسید
هوش مصنوعی: علیبن عمر به عنوان یک شخصیت بزرگ و مورد تحسین، در فضایی قرار دارد که انصاف و عدالت او به قدری معروف است که حتی نوشیروان، پادشاه معروف عدالت، از او الهام گرفته و آن را به چشم خود دیده است. این به معنای عظمت و تاثیرگذاری شخصیت او در جامعه است.
آن شهنشان که قدرت شمشیر سرفشاندر عهد او به خامهٔ عنبر فشان رسید
هوش مصنوعی: آن فرمانروایی که در زمان او توانمندی شمشیرها در نهایت زیبایی و قدرت خود قرار گرفت و نام او به مانند عطر که در هوا پخش میشود، در زبانها جاری شد.
نقش بقا چو جلوهگری یافت از ازلمنشور بخت او ز ابد آن زمان رسید
هوش مصنوعی: زمانی که جلوهگری و زیبایی جاودانه آغاز شد، بخت او به یکباره از ابدیت به جلوهای درخشید.
ای صاحبی که از رقم مهر و کین تودر کاینات نسخهٔ سود و زیان رسید
هوش مصنوعی: ای کسی که بر اساس عشق و دشمنیات، در جهان نسخهای از سود و زیان به ثبت رسیده است.
در کارکرد کلک تو خسرو چو فتح کردحالی به سایهٔ علم کاویان رسید
هوش مصنوعی: وقتی که تو همچون خسرو در کارهایت موفق شدی، اکنون به زیر سایهٔ دانش و آگاهی کاویان رسیدی.
برخاست چرخ در طلب کبریاء تومیبودش این گمان که بدو در توان رسید
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر عظمت تو به تکاپو افتاده و گمان میبرد که میتواند به آن دست یابد.
از کبریاء تو خبری هم نمیرسدآنجا که مرغ وهم و قیاس و گمان رسید
هوش مصنوعی: در جایی که تخیل و اوهام و تصور غالب است، خبری از عظمت و کبریایی تو وجود ندارد.
در منزلی که خصم تو نزل زمانه خورداز هفت عضو خصم تو یک استخوان رسید
هوش مصنوعی: در جایی که دشمن تو دچار سختی و مشکلات شد، از میان هفت ویژگی و نقاط ضعف او، تنها یک مشکل کوچک باقی مانده است.
مصروع کرد بر جگر مرگ قهر توهر لقمهای که خصم ترا در دهان رسید
هوش مصنوعی: مرگ به خاطر خشم تو، هر لقمهای که دشمنان تو در دهان خود گذاشتند، بر دل من سنگینی میکند.
دولت وصال عمر ابد جست سالهادیدی که از قبول تو آخر به آن رسید
هوش مصنوعی: سالها تلاش کردم تا به وصال تو برسم و اکنون که به این هدف دست یافتهام، متوجه شدم که این خوشبختی برای من جاودانه خواهد بود.
در اضطراب دیدهٔ تسکین گشاده شدچون التفات تو به جهان جهان رسید
هوش مصنوعی: وقتی به چشمهای من آرامش تو نگریست، اضطرابم برطرف شد و به همهی جهان خوشحالی رسید.
در کردهٔ خدای میاور حدیث ردکام از حرم به چنین خاکدان رسید
هوش مصنوعی: در خصوص درک و فهم خداوند، نیازی به بحث و جدل نیست. کسی که به این خاکدان (زمین) آمده، نباید سخن از رد کردن کام (رستگاری) از حرم (مقدس) به میان آورد.
ای خرد بارگاه بلا را ز کام تواینک ز صد هزار بزرگی نشان رسید
هوش مصنوعی: ای حکمت و دانش، مقام درد و رنج از دستان تو اکنون با پیام بزرگی از صد هزار شایستگی نمایان شده است.
سلطانی از نیاز در خواجگی زندچون نام خواجگی تو سلطان نشان رسید
هوش مصنوعی: سلطانی که به خاطر نیازش در مقام خواجگی زندگی میکند، زمانی که نام خواجگی تو به عنوان سلطان شنیده میشود، تغییر در حال او ایجاد میکند.
نقد وجود چرخ عیار از در تو بردچون در علو به کارگه امتحان رسید
هوش مصنوعی: چرخ روزگار با ارزش وجود تو به راحتی از در تو خارج شد، وقتی که در مقام بلند تو به محل آزمایش رسید.
تقدیر رزق اگرچه به حکم خدای بودتوجیه رزق از تو به انس و به جان رسید
هوش مصنوعی: اگرچه سرنوشت و روزی انسان به فرمان خداوند رقم خورده، اما درک و احساس روزی به وسیله انسان و با قلب و ارتباطات اجتماعی او تحقق مییابد.
در عشق مال آز روان شد به سوی توهم در نخست گام به دریا و کان رسید
هوش مصنوعی: در عشق، مال و ثروت از ذهنم دور شد و به سمت تو آمد. در ابتدای این مسیر، همچون قدمی به سمت دریا و عمق آن رسیدم.
مرغ قضا چو بر در حکم تو بار یافتچشمش به یک نظر به همین آشیان رسید
هوش مصنوعی: وقتی تقدیر بر دروازهی حکم تو قرار گرفت، آن مرغ سرنوشت با یک نگاه به همین سرزمین رسید.
صدرا به روزگار خزان دست طبع مندر باغ مدح تو به گل و ارغوان رسید
هوش مصنوعی: در روزگار پاییز، استعداد من در شعر و نوشتن درباره تو به زیبایی و شکوفایی رسید.
گلزار مدح تو به طراوت اثر نموداین طرفه تحفه بین که مرا از خزان رسید
هوش مصنوعی: باغ تو به زیبایی خود را نشان داد و این هدیه را ببین که من از فصل سرد بهار آوردهام.
شخصم به جد و جهد به فرمان عقل و جاناز آسمان گذشت و به این آستان رسید
هوش مصنوعی: من با تلاش و کوشش فراوان، تحت هدایت عقل و روح خود از آسمان عبور کرده و به این مکان مقدس رسیدم.
سی سال در طریق تحیر دلم بتاختاکنون ز خدمت در تو بر کران رسید
هوش مصنوعی: سی سال در مسیر حیرت و سرگردانی به سر بردم، حالا پس از این همه سال خدمت به تو، به سرانجام و مقصود رسیدهام.
آخر فلک ز مقدم من در دیار توآوازه درفکند که جاری زبان رسید
هوش مصنوعی: آخر آسمان به خاطر ورود من در سرزمین تو صدای بزرگی را پخش کرد که خبر از آمدن من را به زبانها آورد.
نی نی به سوی صدر هم از لفظ روزگارآمد ندا که بار دگر قلتبان رسید
هوش مصنوعی: به سوی جایگاه بلند، صدایی از زمان به گوش میرسد که دوباره آن شخص نشسته بر زمین، به جمع بازگشته است.
کس را ز سرکشان زمانه نگاه کنتا خام قلتبانتر از این مدح خوان رسید
هوش مصنوعی: به نظر میرسد هرچقدر هم که در زمانه دقت کنیم و نظارهگری کنیم، باز هم افرادی هستند که از ما بیشتر در انحرافات و بیراههرویها هستند و قابل ستایشاند.
این است و بس که از قبل بخت نیست شداز بادهٔ محبت تو سرگران رسید
هوش مصنوعی: تنها همین کافی است که از ابتدای زندگیام، به خاطر بخت و اقبال، من مست و خمار محبت تو شدم.
از فیض جاه باش که از فیض مکرمتاز باختر ثنای تو تا قیروان رسید
هوش مصنوعی: به خاطر جاه و مقام خودت، از نعمتهای خاصی برخورداری که این نعمت و احترام تو تا دورترین نقاط عالم نیز رسیده است.
تا در ضمیر خلق نگردد که امر حقنزدیک هر ضعیف و قوی با امان رسید
هوش مصنوعی: تا زمانی که در دل مردم درک نشود که فرمان الهی به همه، چه ضعیف و چه قوی، به سهولت و با امنیت میرسد.
وز بهرهٔ زمانه تو بادی که شاه رااز دولت تو بهره دل شادمان رسید
هوش مصنوعی: از برکت زمان تو، نسیم ملایمی به وجود آمده است که شاه از خوشبختی و سعادت تو خوشحال و شادمان شده است.