قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۵ - در مدح جلالالوزرا مجدالدین علی
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به ستایش و وصف زیباییها و جلال معشوق میپردازد. او معشوق را به عنوان حقیقتی زیبا و منبع عشق و رحمت معرفی میکند که زیباییاش بر همه چیز سایه افکنده و دلها را شیدا کرده است. شاعر به تضاد بین عشق و فراق اشاره میکند و بیانگر این است که حتی در دوری و هجران نیز عشق او بر دل غالب است.
شاعر از بزرگی و عظمت هستی، بخصوص در مورد معشوق و تأثیر او در جهان، سخن میگوید و او را منبع برکت و فراوانی میداند. همچنین، توصیفاتی از قدرت و علم معشوق و تأثیر آن بر دیگران به چشم میخورد. در انتها، دعا میکند که این زیبایی و جلال همواره باقی بماند و برکت و خوشبختی در زندگی معشوق ببار آورد.
ای جهان خاتم جانبخش ترا زیر نگینآسمان را ز جمال تو نظر سوی زمین
هوش مصنوعی: ای جهان، تو با زیباییات جان میبخشی و زیر آسمان، زیباییات به زمین نگاه میکند.
طیره از طرهٔ خوشبوی تو عطار ختنخجل از عارض نیکوی تو صورتگر چین
هوش مصنوعی: عطاران ختن از عطر تو شرمندهاند و هنرمندان چین از زیبایی چهرهات خجالت میکشند.
حسن روی تو نمایندهترست از طاوسچنگ عشق تو ربایندهترست از شاهین
هوش مصنوعی: زیبایی چهرهات از طاووس هم زیباتر است و عشق تو جذابتر از پرواز شاهین است.
عقل در کوی تو اعراض نمود از فردوسطبع با روی تو بیزار شد از حورالعین
هوش مصنوعی: عقل در فضای وجود تو از بهشت خود پا پس کشید و از زیباییها و لذتهای آنجا دلزده شد.
دل برآنست که تنها بکشد بار فراقتو بر این باش که تنها بکشی بار سرین
هوش مصنوعی: دل آرزو دارد که بتواند به تنهایی بار فراق تو را تحمل کند، اما بهتر است که تو نیز این بار سنگین را به تنهایی به دوش بکشی.
هوس بار سرین تو بیفزود مراکه ترا هست همه بار سرین بار سرین
هوش مصنوعی: رغبت و اشتیاقی که به زیبایی و جذابیت تو دارم، باعث شده که من بیشتر به تو وابسته شوم. چرا که تو تمام زیباییها و جذابیتها را در خود داری.
سخن من ز پس پشت منه از پی آنکروی آن نیست که بیروی تو باشم چندین
هوش مصنوعی: من از سر دل، به تو سخن میگویم و هرگز نمیخواهم بیروی تو سخن بزنم، چون نمیتوانم بدون حضور تو صحبت کنم.
مسکن درد شد از هجر تو مسکین دل منمسکن درد همان به که نباشد مسکین
هوش مصنوعی: درد و رنج دلسوختهام از دوری تو به قدری زیاد شده که دیگر تحملش نیز برایم دشوار است. بهتر است که این دل بیچاره و رنجکشیده، به جایی برود که دیگر دردی احساس نکند.
آنکه گفتت که مرا بر سر آتش بنشانگو دگر جای شو و بیخبر از من بنشین
هوش مصنوعی: آنکه به تو گفته من را بر آتش بنشان، بهتر است جای دیگری بروی و بیخبر از من بنشینی.
از قرین تو همی رشک برم گرچه مراکرد با عز ابد لطف خداوند قرین
هوش مصنوعی: من به خاطر نزدیکیات به خودم حس حسد میکنم، هرچند که خداوند با لطفش من را همواره در عزت و عظمت قرار داده است.
صاحب عالم و عادل غرض علم و علوصدر کونین جلال الوزرا مجدالدین
هوش مصنوعی: صاحب علم و عادل، هدفش از دانش و بلندی مقام، شکوه و عظمت در دو جهان است.
آنکه در ملک مرادش ز عدم کرد وجودوانکه در عقل ضمیرش ز گمان ساخت یقین
هوش مصنوعی: شخصی که با اراده و هدفش از عدم، وجودی برای خود ایجاد کرده است و کسی که در تفکر و اندیشهاش، از شک و تردید به یقین و آگاهی رسیده است.
عقلها را هنرش داد بلاغت تعلیمتیغها را قلمش کرد شجاعت تلقین
هوش مصنوعی: عقلها را به هنر آراسته است، بلاغت را به آنها آموزش داده و قلم را به شجاعت تبدیل کرده است.
ملکان یافته از طاعت او مسند و گاهخسروان داشته از دولت او تاج و نگین
هوش مصنوعی: پادشاهان به خاطر فرمانبری از او مقام و جایگاهی یافتهاند و سلطانها به برکت او دارای تاج و جواهر شدهاند.
رای او داده فلک را خبر سود و زیانوهم او گفته جهان را سخن غث و سمین
هوش مصنوعی: فلک به خداوند، از سود و زیان آگاه است و او به دنیا حقایق و مطالب مهم و بیمحتوا را بیان کرده است.
شاد باش ای کف تو مایهٔ صد ابر مطیردیر زی ای در تو جلوهگه چرخ برین
هوش مصنوعی: ای خوشحال باش! دست تو همچون منبعی است که صدها باران را به ارمغان میآورد. در زندگیات بمان و بدان که وجود تو، نشانهای از زیبایی آسمان بالاست.
حقگزاران هوای تو قلوباند و رقابکارداران رضای تو شهورند و سنین
هوش مصنوعی: دستاندرکاران وفادار به تو همچون دلها هستند و سالها و ماههای خوشایند تو را به خود اختصاص دادهاند.
پر کند نقد سخای تو زمین را دامنبشکند بار عطای تو فلک را شاهین
هوش مصنوعی: سخاوت تو چنان زمین را پر از نعمت میکند که گویی زمین به خاطر فراوانی آن، دامنش از سنگینی بار عطا و بخششهای تو پاره میشود. آسمان نیز به خاطر برکتهای تو به تنگ آمده و از آن بلندی از سر به هوا میخیزد.
بر امید مدد رزق به سوی در توهم به اول حرکت سجده کند جان جنین
هوش مصنوعی: با امید دریافت روزی، جان نوزاد به سمت در تو سجده میکند و به دنبال مدد حرکت میکند.
گر شود عرق زمین ممتلی از هیبت توسر برآرد ز مسامش چو عرق یومالدین
هوش مصنوعی: اگر زمین به خاطر عظمت تو پر از عرق شود، از منافذش همچون عرق روز قیامت سر بر میآورد.
در دیاری که بود حشمت تو مالک عنفخاک را هست به خون ملکالموت عجین
هوش مصنوعی: در جایی که شکوه و عظمت تو وجود دارد، حتی خاک آنجا به خون ملکالموت آمیخته شده است.
اختر بوالعجب از مهر تو مینگذاردزیر نه حقهٔ فیروزه یکی مهرهٔ کین
هوش مصنوعی: ستاره شگفتانگیز از عشق تو نمیگذرد، مانند نگینی که زیر پازدان فیروزهای مهرهای از کینه را پنهان کرده است.
تا سپر بفکند از خنجر قهر تو جهاناز جگر آب خورد نقش بدش چون زوبین
هوش مصنوعی: تا زمانی که سپر را کنار بگذاری و با خنجر قهر خود به جهان حمله کنی، دنیا از درد و رنج مانند آب از جگر، مینالد و آه میکشد. نشانههای بدی که از تو باقی خواهد ماند، مثل نیزهای خواهد بود که در دلها نفوذ میکند.
گر شود قدرت کلک تو مصور در شیربه نظر آب کند زهرهٔ شیران عرین
هوش مصنوعی: اگر توانایی قلم تو به گونهای باشد که در تصویر شیر به نمایش درآید، آن وقت آب میتواند زهره شیرهای قوی را به زیر بیاورد.
صورت دولت تو چون ز ازل رایت ساختکرد تقدیر ابد را به ازل در تضمین
هوش مصنوعی: چهرهای از قدرت تو از آغاز دنیا خلق شده است و سرنوشت ابدی را از پیش در ازل به شکلی تضمین کرده است.
کبریای تو چنان قابض ارواح شدستکه وجودش صفت کون و مکان است مکین
هوش مصنوعی: عظمت و بزرگی تو به قدری است که مانند قدرتی که جانها را در دست دارد، وجودش در قید زمان و مکان محدود است.
کلک تو چون صفت سیر به ایشان بنموداضطراب دو جهان مایه گرفت از تسکین
هوش مصنوعی: نگاه تو مانند صفت زیبایی سیر، بی قراری دو دنیا را به آنها نشان داد و آرامش به وجود آورد.
در عالی تو آن سجدهگه محترمستکه رخ کعبه بود از حسد او پر چین
هوش مصنوعی: سجدهگاه باعظمت تو به قدری باارزش است که چهره کعبه به خاطر حسادتش در آن پر از چین و چروک شده است.
صاحبا شعر من از مدح تو بفزود بهامن به تفصیل چه گویم سخن این است ببین
هوش مصنوعی: رفیق، شعر من از ستایش تو بیشتر و بیشتر شده است. حالا چه بگویم، اینجا فقط باید ببینی و درک کنی.
نامهٔ تربیت من به همه نوع بخوانکه بود تربیت من مدد شعر متین
هوش مصنوعی: نامهای که تو را پرورش میدهد، به هر شکلی که میخواهی بخوان؛ زیرا تربیت من از شعر محکم و نیکو الهام گرفته است.
آخر از تربیتی قیمت و مقدار گرفتشعر حسان که همی کرد رسولش تحسین
هوش مصنوعی: شعر حسان به خاطر تربیت خوبی که داشت، بسیار با ارزش و مورد تحسین رسول خدا قرار گرفت.
تا همی طبع بود از لب دلبر میخواهتا همی دیده بود از رخ جانان گل چین
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به longing و اشتیاق دارد. در آن، شاعر از زیبایی دلبر سخن میگوید و میخواهد که طبعش از لب او سرچشمه بگیرد. همچنین، او میخواهد که نگاهش از چهره محبوبش گلهایی را بچیند. به طور کلی، این ابیات به احساسی عمیق از عشق و زیبایی میپردازد.
قد اعدا ز عنا خفته همی دار چو لامدل حساد به غم رخنه همی دار چو سین
هوش مصنوعی: عشق و محبت به ما فشار میآورد و ما را در آتش حسادت میسوزاند، گویی که در دلمان غم و افسردگی وجود دارد که به آرامش ما لطمه میزند.
در زبانها سخن سال نو و ماه نوستناگزیران طرب را طرب و باده گزین
هوش مصنوعی: در زبانها سخن از جشن سال نو و ماه نو در جریان است و برای آنهایی که شادابی و خوشگذرانی را دوست دارند، خوشی و نوشیدنی انتخاب شده است.
تا بود رایت مدحت به ایادی منصورتا بود آیت اعزاز به اقبال مبین
هوش مصنوعی: تا زمانی که پرچم ستایش و مدح بر افراشته باشد و نشانهی اهمیت و احترام در روشنایی و خوشبختی وجود داشته باشد.
دولتت در همه احوال قوی باد قویایزدت در همه آفاق معین باد معین
هوش مصنوعی: خودت همیشه در شرایط مختلف قوی و موفق باشی و خداوند در همه جا یار و یاورت باشد.
بر تو میمون و مبارک سر سال و مه نولذت عیشت از آن و طرب طبعت از این
هوش مصنوعی: سال نو و ماه تازه بر تو خوش و مبارک باشد. لذت زندگیات از این مناسبت و شادابیات از آن باشد.