قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۶ - در مدح ناصرالدین طاهربن مظفر
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش و تمجید از صاحب زمان و قدرت او در زمین و آسمان پرداخته است. شاعر به ویژگیهای برجسته شخصیت او اشاره دارد، از جمله پیروزی و نصرت او، توانایی در مقابله با دشمنان و برقراری عدالت. همچنین به مقام و عظمت او در بین مردم و تأثیرش بر رویدادهای زمان اشاره میکند. شاعر از قدرت و کمال او به عنوان حکمرانی که از آسمان و زمین فرمان میراند، یاد میکند و به اهمیت و جایگاه او در تاریخ و جامعه تأکید مینماید. در نهایت، شاعر دعا میکند که روزگار و زمان به خیر و برکت او جاری باشد و از خداوند خیر و آرامش برای او خواهان است.
صاحب روزگار و صدر زمیننصرت کردگار ناصر دین
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که بزرگترین و مهمترین شخص در زمانه خود، به کمک و یاری خداوندی که دین را حمایت میکند، بر دیگران برتری و نصرت یافته است.
طاهربن المظفر آنکه ظفرهست در کلک و خاتمش تضمین
هوش مصنوعی: طاهربن المظفر، کسی است که در نوشتهها و نشانهاش موفقیت و پیروزی را تضمین کرده است.
آنکه بیداغ طاعتش تقدیرناید از آسمان به هیچ زمین
هوش مصنوعی: کسی که بدون نشانهای از عبادت، تقدیرش از آسمان به هیچ زمینی نخواهد رسید.
وانکه بیمهر خازنش در خاکننهد آفتاب هیچ دفین
هوش مصنوعی: کسی که بدون محبت و عشق، سرمایهاش را در دل زمین نگذارد، هرگز آفتاب از آن چیزی پنهان نخواهد کرد.
قدرش را بر سپهر تکیه زندقاب قوسین را دهد تزیین
هوش مصنوعی: او آنقدر باارزش است که میتواند بر آسمان تکیه کند و مقام بالایی را برای خود بگیرد.
ور قلم در جهان کشد قهرشبارز کون را کند ترقین
هوش مصنوعی: اگر قلم در دنیا به قهری بیفتد، میتواند همه چیز را به هم بریزد و تغییرات بزرگی ایجاد کند.
رای او چون در انتظام شوددختر نعش را کند پروین
هوش مصنوعی: وقتی فکر و نظر او به سامان بیفتد، مانند اینکه یک دختر به تسلط بر مردهای میپردازد، خودش را درخشان و معتبر نشان میدهد.
نهی او چون در اعتراض آیدحدثان را قفا کند ز جبین
هوش مصنوعی: زمانی که او در اعتراض قرار میگیرد، باید از پیشانی خود به عقب برگردد و سختیها را پشت سر بگذارد.
بشکند امتداد انعامشبه موازین قسط بر شاهین
هوش مصنوعی: اگر به عدالت و انصاف برای شاهین، نعمتهایش را تقسیم کند، این خطر وجود دارد که این نعمتها به طور ناخواسته محدود شوند.
آسمان چون نگینش پیروزهستدهر از آن آمدش به زیر نگین
هوش مصنوعی: آسمان مانند یک نگین درخشان است و دنیا از آن به زیر این نگین آمده است.
گر عنان فلک فرو گیردبه خط استوا در افتد چین
هوش مصنوعی: اگر آسمان از ناحیه استوا بگیرد، زمین در یک فرایند طبیعی دچار چرخش و تغییرات میشود.
ور زمام زمانه باز کشدشبش از روز بگسلد در حین
هوش مصنوعی: اگر سرپرستی زمانه روز را از شب جدا کند، در آن لحظه همه چیز دچار تغییر و دگرگونی خواهد شد.
هر کجا حلم او گذارد پیپی کند شعلهای آتش کین
هوش مصنوعی: هر کجا که صبر و شکیبایی او حضور داشته باشد، آتش کینه و دشمنی خاموش میشود و در دلها آرامش مییابد.
هر کجا امن او کشد بارهنکشد بار قفلها زرفین
هوش مصنوعی: هر کجا که او احساس امنیت کند، بارها و مشکلات از دوش او برداشته میشود و دربها به رویش گشوده میشوند.
باس او دست چون دراز کنددست یابد تذرو بر شاهین
هوش مصنوعی: اگر او دستش را دراز کند، به زودی به هدف خواهد رسید و مانند شاهینی پرواز خواهد کرد.
ای ترا حکم بر زمین و زمانوی ترا امر بر شهور و سنین
هوش مصنوعی: ای تو صاحب فرمان بر همه جهان و زمان، و تو کسی هستی که بر روزها و سالها حکومت میکنی.
از یسار تو دهر برده یساربه یمین تو چرخ خورده یمین
هوش مصنوعی: زمانه تمام چیزها را از سمت چپ تو گرفته و به دست راست تو سپرده است، و چرخ روزگار به سمت راست تو میچرخد.
بر در کبریای تو شب و روزاشهب روز و ادهم شب زین
هوش مصنوعی: در برابر عظمت و بزرگی تو، روز و شب مانند رنگهای مختلف، یکدیگر را تحت تاثیر قرار میدهند. روز به مانند رنگ خاکستری و شب به مانند سیاهی است که نشان دهنده تفاوتها و تغییرات در وجود تو میباشد.
نوک کلک تو رازدار قضانوز ظن تو رهنمای یقین
هوش مصنوعی: نوک قلم تو، نگهبان سرنوشت است و گمان تو، راهنمایی برای پیدا کردن حقیقت.
طوق و داغ ترا نماز برندفلک از گردن و جهان ز سرین
هوش مصنوعی: فلک و دنیای هستی به خاطر محبت و علاقهاش به تو، بر گردنت زینت و نشانهای قرار دادهاند.
آسمان را زبان کلک تو داددر مقادیر کارها تلقین
هوش مصنوعی: آسمان با هنر تو به بیان درآمد و در کارها به تو الهام بخشید.
آفتاب از بهشت بزم تو بردساز صورتگران فروردین
هوش مصنوعی: خورشید از بهشت در میهمانی تو، ساز صورتگران فصل بهار را به همراه دارد.
قدرت تو به عینه قدرستخود خردشان نمیکند تعیین
هوش مصنوعی: قدرت تو همانند خود قدرت است و خرد افراد نمیتواند آن را مشخص کند.
نتواند که گوید آنک آننتواند که گوید اینک این
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند دربارهی چیزی صحبت کند که خودش قادر به درک یا بیان آن نیست.
چون تو صاحبقران نباشد ازانکهمه چیزیت هست جز که قرین
هوش مصنوعی: هرگاه تو دارنده قرآن نباشی، همه چیزهای دیگر در تو وجود دارد، جز چیزی که با قرآن مطابقت داشته باشد.
لاف نسبت زند حسود ولیکشیر بالش نشد چو شیر عرین
هوش مصنوعی: حسودان فقط در سخن خود در مورد قدرت و勇ت دیگران صحبت میکنند، اما در عمل هیچگاه به اندازه شیر واقعی قوی و دلیر نخواهند بود. شیر واقعی در جنگل، نماد شجاعت و قدرت است و فقط با کلمات نمیتوان به این مقام رسید.
به جسد کی شود ضعیف قویبه ورم کی شود نزار سمین
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که چگونه چیزی که ضعیف و ناتوان به نظر میرسد نمیتواند در شرایطی که جسمش آسیبدیده و از پا درآمده، قوی و نیرومند شود؛ همچنین، وقتی یک موجود در حال ورم است، نمیتواند به حالتی سالم و فربه تبدیل شود. به طور کلی، برای قوی شدن یا سلامتی، شرایط و وضعیت مناسب لازم است.
صاحبا بنده را در این یکسالدر مدیح تو شعرهاست متین
هوش مصنوعی: دوست عزیز، در این یک سال تمام اشعار من در وصف تو و ستایش تو سروده شده است.
واندر ابیات آن معانی بکرچون خط و زلف تو خوش و شیرین
هوش مصنوعی: در این اشعار، معانی تازه و ناب وجود دارد که به زیبایی و دلنشینی خط و موهای تو است.
هرکه او را وسیلتی است چناننه همانا که حالتیست چنین
هوش مصنوعی: هر کس که وسیلهای در دست دارد، نباید این گونه فکر کند که وضعیت او همیشه به همین شکل خواهد بود.
گه ز خاک تحیرش بسترگه ز خشت تحسرش بالین
هوش مصنوعی: گاهی او از خاک به حیرت میافتد و به بستر میرود، و گاهی دیگر از دلتنگی و حسرت به روی خشت میخوابد.
سخنش چون دهد نتیجه که هستسخنش بکر و دولتش عنین
هوش مصنوعی: اگر سخن او نتیجهای محسوس و روشن بدهد، نشان از پاکی و خلوص کلام او دارد و همچنین موقعیت و جایگاه او نیز باارزش است.
همه از روزگار باید دیدشادی شادمان و حزن حزین
هوش مصنوعی: همه باید به تماشا بنشینند و نظارهگر روزگار باشند؛ باید خوشیهای شادمان و اندوههای غمگین را ببینند و درک کنند.
شاهمات عنا شدم که نکردیک پیاده عنایتش فرزین
هوش مصنوعی: در بازی شطرنج، من در وضعیتی قرار گرفتم که هیچ پیادهای به من توجه نکرد و به کمکم نیامد.
چه کنم گو کشیده دار کمانچه کنم گو گشاده دار کمین
هوش مصنوعی: چه کار کنم وقتی آنقدر اوج میگیرد و تیرش را میکشد؟ چه کار کنم وقتی به دام میافتد و فرصتی برای فرار ندارد؟
آخر این روزگار جافی راکه به جاه تو دارد این تمکین
هوش مصنوعی: در پایان این زمان، شخصی که به مقام و قدرت تو احترام میگذارد، به اندازهای که شایستهاش هست، خود را به تو تسلیم کرده است.
خود نپرسی یکی ز روی عتابتا چه میخواهد از من مسکین
هوش مصنوعی: تو هیچوقت نمیپرسی که او از من درمانده و بیچاره چه چیز میخواهد، بلکه تنها با لحن خشم و اعتراض صحبت میکنی.
فلک تند را نگویی هاندولت کند را نگویی هین
هوش مصنوعی: به آسمان تند و زودگذر چیزی نگو، زیرا ممکن است خوشبختی و سعادت را از دست بدهی.
وقت کوچ است و عرصه تنگ و مرادل به تیمار چرخ راه رهین
هوش مصنوعی: زمان حرکت فرارسیده و فضا بسیار محدود است، و من دل و ذهنم مشغول نگرانی از سرنوشت و روزگار است.
نیست در سکنهٔ زمانه کسیکاضطراب مرا دهد تسکین
هوش مصنوعی: در این زمانه، هیچکس وجود ندارد که بتواند آرامش و تسکین به من بدهد.
تو کن احسان که هرکه جز تو بودننهد پای زانسوی تحسین
هوش مصنوعی: احسان و نیکی کن، چرا که هر کسی جز تو، پا در مسیر ستایش نمیگذارد.
تا زمین را طبیعت است آرامتا زمان را گذشتن است آیین
هوش مصنوعی: تا وقتی که زمین ویژگیهای طبیعی خودش را دارد، آرامش برقرار است و تا زمانی که زمان به جلو میرود، این روند ادامه دارد.
از زمانت به خیر باد دعاوز زمینت به طبع باد آمین
هوش مصنوعی: از زمانهات آرزوی نیکویی دارم و برای سرزمینت نیز خواهان خوشی و برکت هستم.
ساحت بارگاه عالی توبرتر از بارگاه علیین
هوش مصنوعی: مکان و مقام پرهویت و شامخ شما از جایگاه و مقام علیین بالاتر و برتر است.
یمن و یسری که از زمان زایددایمت بر یسار باد و یمین
هوش مصنوعی: خوشبختی و prosperityی که از زمان به وجود آمده، همیشه بر سمت چپ و راست وجود داشته باشد.
روزگار آفرین شب و روزتحافظ و ناصر و مغیث و معین
هوش مصنوعی: ای روزگار، تو در هر لحظه و در هر شب و روز، حافظ و نگهدار و یاریدهنده و معین من هستی.