شمارهٔ ۱۶ - در هزل گوید
هوش مصنوعی: در گفتوگویی دربارهٔ زنان و مرگ، شخصی اشاره میکند که چه خوب است اگر زنی زیبا بمیرد. خواجه میگوید که او همسر خوبی دارد، اما اگر او بمیرد چه خوب خواهد بود. سپس به بحرانی اشاره میکند که زنی ممکن است به چاه بیفتد و هیچکس او را نگیرد. در انتها، به مسألهای از زندگی مارگیری اشاره میکند که ماری را از سر سله میگیرد و میگوید هر کسی باید برود و آن را بگیرد. این گفتگو نشاندهندهٔ اندیشههای عمیق و طنز آمیز در مورد زندگی و مرگ است.
گفت با خواجه یکی روز ازین خوش مردیخنک آنکس که زن خوب بمیرد او را
هوش مصنوعی: روزی، یکی از دوستان با شخصی برجسته و محترم صحبت میکرد و گفت که چه خوشبخت است مردی که همسر خوبی دارد و اگر همسرش بمیرد، از درد و غم او ناراحت نخواهد بود.
گفت ای خواجه زن خوب تو داری امروزگفت خوبست اگر مرگ پذیرد او را
هوش مصنوعی: یک نفر به دیگری میگوید که امروز همسر زیبایی داری. در جواب، میگوید خوب است، اما اگر او مرگ را بپذیرد.
زن چرا شاید آن را که بری بر سر چاهدر چه اندازی و کس به که نگیرد او را
هوش مصنوعی: چرا باید زنی که در کنار چاه است، چیزی را به سمت درون چاه بیندازد و کسی نباشد که او را نجات دهد یا به کمکش بیاید؟
مارگیری را ماری ز سر سله بجستگفت هل تا برود هرکه بگیرد او را
هوش مصنوعی: یک مارگیر به دنبال ماری میگشت و گفت: "بروید تا هر کسی بتواند آن را بگیرد."