شمارهٔ ۲۱ - ایضا درخواست شراب کند
هوش مصنوعی: این شعر دربارهٔ لذتهای زندگی، میگساری و دوستیهای صمیمانه است. شاعر از یک محفل دوستانه یاد میکند که در آن سه نفر نشسته و مشغول نوشیدن بادهاند. آنها به خاطر یادآوری شب گذشته و خوشیهایی که تجربه کردهاند، مست و شاداباند. شاعر بر اهمیت بخشش و سخاوت بزرگمردان تأکید میکند و به خدا امید میبندد. او با زیبایی زبانی، به ناپایداری روزگار اشاره میکند و از دوستش میخواهد که موجب شکستن شادکامیاش نشود. در نهایت، شعر به نوعی تقدیر از مجالس خوشی و دوستی ختم میشود.
ایا دقیق نظر مهتری که گاه سخاتوانی ار بچکانی همی از آتش آب
هوش مصنوعی: آیا تو مرد دانایی نیستی که میتوانی گاهی با بخشش خود، حتی از آتش، آب بگیری؟
به پیش دست سخی تو از خجالت و شرمبه جای قطرهٔ باران عرق چکد ز سحاب
هوش مصنوعی: خجالت و شرم باعث میشود که در برابر مهربانی و سخاوت تو، به جای قطرههای باران، عرق از پیشانی من بچکد.
سه کس به زاویهای در نشسته مخموریمبه یاد بادهٔ دوشینه هرسه مست و خراب
هوش مصنوعی: ما سه نفر در گوشهای نشستهایم و مستیم، به یاد آن بادهای که دیشب نوشیدهایم. هر سه نفر در حال از خود بیخود شدن و سرخوشی هستیم.
به ذروهٔ فلک و ماه برکشیده سرودز چهرهٔ طرب و لهو برگرفته نقاب
هوش مصنوعی: چهرهٔ شاد و سرشار از نشاطی که به اوج آسمان و ماه دست یافته، از پردهٔ نوش و شادی پردهبرداری میکند.
امید ما پس از ایزد به جود تست که نیستز ساز مجلس ما هیچ جز کباب و رباب
هوش مصنوعی: امید ما تنها به بخشندگی توست، چرا که جز کباب و موسیقی در محفل ما چیز دیگری وجود ندارد.
مصاف عشرت ما بشکند زمانه اگرتو نشکنی بتفضل خمار ما به شراب
هوش مصنوعی: اگر روزگار بخواهد خوشی و لذت ما را برهم بزند، تو نباید هیچچیز را خراب کنی و به خاطر نوشیدن شرابِ ما لطف و محبت کنی.