شمارهٔ ۷۵ - در حبس مجدالدین ابوالحسن عمرانی
هوش مصنوعی: این شعر به بیان اندوه و ناامیدی از وضعیت موجود و ستمهای حاکم بر جامعه میپردازد. شاعر بوالحسن را خطاب قرار میدهد و از او به عنوان فردی که در احسان و نیکی مایوس شده یاد میکند. او به عدم عدالت و معکوس بودن احوالات اشاره دارد و از آسیبهای دوری و ستمهای موجود گله میکند. در ادامه، شاعر به گفتوگویی درباره نیاز و علت بدبختیها اشاره میکند و نتیجه میگیرد که مکرمت و نیکیها در حال حاضر تحت فشار و محدودیت قرار دارند. در نهایت، به نوعی شکایت از سرنوشت و دوری از کرامتهای انسانی در زمانه کنونی میرسد.
بوالحسن ای کسی که در احسانوعده از رغبت تو مایوسست
هوش مصنوعی: بوالحسن، تو کسی هستی که در کارهای نیکو، دیگران امیدشان از محبت و لطف تو قطع شده است.
دل و دستت که شاد باد و قویبحر معقول کان محسوسست
هوش مصنوعی: قلب و دستانت خوش و نیرومند باشد، زیرا دریاهای عقل، همچون محسوسات و واقعیتها هستند.
نکبتت عام نکبتی است کزوشرع منکوب و ملک منکوسست
هوش مصنوعی: نکبت و بدبختی تو به گونهای است که موجب سقوط و نابودی قوانین و سلطنت شده است.
داغ آسیب دور تو داردهر اساس ستم که مدروسست
هوش مصنوعی: هر چیزی که در اطراف تو هست، تحت تأثیر آسیب و رنجی است که به خاطر ستم و بیعدالتی به وجود آمده است.
دوش آز از نیاز میپرسیدکه کنون دور دهر معکوسست
هوش مصنوعی: دیروز آز از نیاز پرسید که حالا زمانه برعکس شده است.
گفت نی گفتش آخر از چه سببطالع مکرمات منحوسست
هوش مصنوعی: که گفتی چرا تقدیر بر من خوشیها نمیآورد و به جای آن سختیها نصیبم شده است؟
مکرمت بانگ برگرفت از حبسکه کریم زمانه محبوسست
هوش مصنوعی: نیکی و بزرگواری در دل زندان به صدا درآمده است، زیرا در این زمان شخص بزرگوار و با فضیلت در بند است.