شمارهٔ ۸۳
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و فراق اشاره دارد و شاعر ابتدایش را به خداوند نسبت میدهد که اولین پایه احسان و لطف او را به عنوان آغازین نعمتها ذکر میکند. او از غم فراق میگوید که زندگی و مرگش یکسان شده است و نمیتواند دوری محبوبش را تحمل کند. همچنین از ترس و اضطراب خود در غیاب او میگوید و بیان میکند که در سختیهای فراق یاران، دلش آرام نیست. شاعر به زیبایی و دلخوشی زندگی انسانها نیز اشاره میکند و میگوید خوشدلی در دنیا نتیجهای از طبع انسانی است.
به خدایی که بذل جان او راپایهٔ اولین احسانست
هوش مصنوعی: به خدایی که از جان او اولین و بزرگترین لطف و محبت شروع شده است.
کمترین پایه لطف و صنعش راباد نوروز و ابر نیسانست
هوش مصنوعی: حداقل نشانههای خوبی و نعمتهای او بهاندازهای است که با وزش باد بهاری و بارانهای نیسان آغاز میشود.
که مرا در فراق خدمت توزندگانی و مرگ یکسانست
هوش مصنوعی: یعنی برای من زندگی و مرگ زمانی که از خدمت تو دور هستم، هیچ تفاوتی ندارد و هر دو یکسان هستند.
از هر آسانیی که بیتو بودخاطر و طبع من هراسانست
هوش مصنوعی: هر راحتی که بدون تو وجود داشته باشد، ذهن و روح من از آن ترسان هستند.
میکشم در فراق سختیهاهجر یاران به گفتن آسانست
هوش مصنوعی: در دوری از دوستان، درد و رنج زیادی را تحمل میکنم، اما گفتن این احساسات به راحتی انجام میشود.
دل و جان تا مقیم خوارزمندوای بر تن که در خراسانست
هوش مصنوعی: دل و جان من در خوارزم ساکن است و ای وای بر جسمی که در خراسان قرار دارد.
خوشدلی در جهان طمع کردنهم ز سودای طبع انسانست
هوش مصنوعی: خوشحال بودن و امیدوار بودن در دنیا ناشی از خواستهها و آرزوهای طبیعی بشر است.