شمارهٔ ۱۲۳ - فیالحکمة والنصیحة
هوش مصنوعی: این شعر درباره فردی دیوانه است که در ناحیهای به نام ری زندگی میکند. او در زمانهای مختلف سال، مخصوصاً در تابستان و زمستان، به شهر میآید و درباره محصولات کشاورزی مانند کتان صحبت میکند. او به تضاد بین راحتی و زحمت اشاره میکند و از تفاوت وضعیت خود و دیگران میگوید. در نهایت، او به این نکته میپردازد که رنج و راحتی برای همه وجود دارد و هر کس به نوعی آن را تجربه میکند.
در حدود ری یکی دیوانه بودسال و مه کردی به سوی دشت گشت
هوش مصنوعی: در اطراف ری، یک دیوانهای وجود داشت که روز و شب به سمت دشت میرفت.
در تموز و دی به سالی یک دو بارآمدی در قلب شهر از طرف دشت
هوش مصنوعی: در تابستان و زمستان، چند بار به قلب شهر از سمت دشت آمدی.
گفتی ای آنان کتان آماده بودزیر قرب و بعد ازین زرینه طشت
هوش مصنوعی: تو گفتی ای کسانی که کتان آماده است زیر قربانی و بعد از آن، طشت زرین میآید.
قاقم و سنجاب در سرما سه چارتوزی و کتان به گرما هفت و هشت
هوش مصنوعی: قاقم و سنجاب در فصل سرد با تعداد کم و در فصل گرم با تعداد بیشتری فعالیت میکنند.
گر شما را با نوایی بد چه شدورچه ما را بود بیبرگی چه گشت
هوش مصنوعی: اگر شما با صدای زشت و ناهنجاری روبهرو شوید چه اتفاقی میافتد، و ما در حالی که بیبرگ و بیپناه هستیم، چه سرنوشتی خواهیم داشت؟
راحت هستی و رنج نیستیبر شما بگذشت و بر ما هم گذشت
هوش مصنوعی: شما در آسایش به سر میبرید و رنجی برایتان وجود ندارد، این وضعیت برای شما و برای ما نیز سپری شده است.