شمارهٔ ۱۳۹ - از کسی یخ خواهد
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به خدای خود اشاره میکند و از او میخواهد که به نیکوکاران شادی و به بداندیشان تنبیه ببخشد. او به وضعیت آسمان و تأثیرات نور خورشید اشاره میکند و وضعیت گرمای شدید تابستان را توصیف مینماید، جایی که میوهها و ماهیها تحت تأثیر گرما قرار میگیرند. در پایان، شاعر ابراز میکند که در این گرما به جز یخ، هیچ سردی برای او نیست.
ای خداوندی که هر کز خدمتت گردن کشیداز ره جنبش فلک در گردنش افکند فخ
هوش مصنوعی: ای پروردگاری که هر کسی به خاطر خدمت به تو سر به زیر میآورد، از حرکت آسمانها بر گردن او افتخار میافکنی.
هم نکو خواهانت را دایم به روی تو نشاطهم بداندیشانت را دایم به ... من زنخ
هوش مصنوعی: کسانی که تو را دوست دارند همیشه به خوشحالی و شادابی تو فکر میکنند، و در عوض، کسانی که بدخواه تو هستند همیشه به ایجاد ناراحتی برای تو مشغولند.
ساحت آفاق را اکنون که فراش سپهراز حزیران صدره گسترد و تموز و آب یخ
هوش مصنوعی: حالا که آسمان به وسیلهی فرش زیبایی پهن شده و فصل تابستان و گرمای آن در حال حاکمیت است.
بر سپهر اول از تاثیر نور آفتابحدت خوی از عذار مه فرو شوید وسخ
هوش مصنوعی: در آسمان اول به دلیل تابش نور آفتاب، زیبایی و لطافت چهره ماه از بین میرود و تحت تأثیر آن قرار میگیرد.
میوها سر درکشند از شدت گرما به شاخماهیان بیرون فتند از جوشش دریا به شخ
هوش مصنوعی: میوهها به خاطر شدت گرما، از درختان سر بیرون میآورند و ماهیان به دلیل جوشش دریا، از آب به بیرون میپرند.
وحش را گردد زبان در کام چون پشت کشفطیر را گردد نفس در حلق چون پای ملخ
هوش مصنوعی: وحش به حالت وحشتزده زبانش را در دندانش نگه میدارد، مانند اینکه نفس پرنده در گلو مانند پای ملخ به دام میافتد.
در چنین گرما ز بختم هیچ سردی نی که نیستجز یکی کان نسبتی دارد به من یعنی که یخ
هوش مصنوعی: در این گرما شرایط طوری است که هیچ چیز نمیتواند سردی را به من بدهد، چون تنها چیزی که میتواند به من احساس خنکی بدهد، یخی است که با من نسبتی دارد.