شمارهٔ ۱۹۸ - مدح قاضی حمیدالدین
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی و نورانی بودن وجود حمیدالدین اشاره میکند و میگوید که بدون او، زندگی و لذتها کمرنگ و بیمعنی شدهاند. او به حسرت و از دست دادن شادیها بعد از جدایی از حمیدالدین اشاره میکند و میگوید که شادی و سعادتی که به واسطهی او وجود داشت، اکنون از بین رفته است. به طور کلی، شعر بیانگر عشق و نیاز شاعر به حضور دوستش است و از کمرنگ شدن زندگی بدون او شکایت میکند.
با جلال تو ای حمیدالدینرونق ماه و آفتاب نماند
هوش مصنوعی: به خاطر عظمت تو، ای حمیدالدین، دیگر خبری از درخشش ماه و خورشید نمانده است.
طلعت فضل و چهرهٔ دانشاز ضمیر تو در نقاب نماند
هوش مصنوعی: چهره زیبا و دانش تو هرگز در دل پنهان نخواهد ماند.
بیتو ما را به حق نعمت تودر دل و چشم صبر و خواب نماند
هوش مصنوعی: بدون تو، ما در دل و چشمانمان هیچ نشانی از صبر و خواب نداریم و نعمتهای تو ما را از همکاری با حق بینصیب کرده است.
تا من از تو جدا شدم به خطادر دلم فکرت صواب نماند
هوش مصنوعی: وقتی که از تو دور شدم، به اشتباه فکر کردم که دلم دیگر تفکر درستی ندارد.
جامهٔ عیش را طراز برفتخیمهٔ لهو را طناب نماند
هوش مصنوعی: لباس لذت و خوشی کنار رفته و در خیمهٔ سرگرمی هیچ بندی باقی نمانده است.
شخص اقبال را حیات بشدجام لذات را شراب نماند
هوش مصنوعی: شخصی که اقبال و موفقیت را در زندگی تجربه کرده، از لذتها و شادیها بهرهمند میشود و دیگر از شراب و مستیهای موقتی خبری نیست.