شمارهٔ ۲۱۷ - درخواست روشنایی کند
هوش مصنوعی: این اشعار به بیان حال و روز شاعر در دوری از معشوق میپردازد. شاعر از شبهای تار و بینوا و غم هجران میگوید و آرزو دارد که با روشنی شمعها و ارسال بخشی از اعتقادات، آنگاه شبها و حجرهاش روشن شود. او همچنین به تنگناهای اقتصادی و مشکلاتی که دوستی ممکن است برایش ایجاد کند، اشاره میکند. در نهایت، خواهان آن است که اگر این خواستهها برآورده نشود، بهتر است دیگران به فکر او باشند.
گنبد پیروزه گون بااختران سیم رنگهر شبی تا روز وصف بی نوایی من کند
هوش مصنوعی: در هر شب، گنبد آسمان با ستارههای درخشانش چنان به نظر میرسد که داستان بیپناهی و درد ناشی از آن را برای من روایت میکند.
روزگار بینوایی وصل را هجران دهداتفاق تنگ دستی دوست را دشمن کند
هوش مصنوعی: روزگار سختی و فقر، باعث جدایی از عشق میشود و در شرایط دشوار، دوستی میتواند به دشمنی تبدیل شود.
صعب و تاریکست دوراز وصل تو شبهای منشمعها باید که این تاریک را روشن کند
هوش مصنوعی: شبهای من به خاطر دوری از تو سخت و تاریک است و نیاز دارم که شمعها این تاریکی را روشن کنند.
پارهای ازاعتقاد خویش نزد من فرستتاشبم را روشن و این حجره را گلشن کند
هوش مصنوعی: برخی از باورهای خود را به من بفرست تا شبهای من روشن شود و این اتاق را به باغی زیبا تبدیل کند.
ورنه فراش سرای مکرمت را نصب کنتا دو دانگی در وجوه یک منی روغن کند
هوش مصنوعی: اگر خواسته باشی میتوانی با گذاشتن فراش و نگهبان برای نگهداری از منزل و مهماننوازی، دو قسمت از روغن را در یک من با هم ترکیب کنی.