شمارهٔ ۲۴۶ - در تقاضای انعامی که حواله شد و نیافت فرماید
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به موضوع محبت و لطف افراد درباری میپردازد. او از شخصی صحبت میکند که به خاطر کمالش و مهربانیهایش، از آزار و سؤالی که ممکن است از او پرسیده شود، فرار میکند. بندهای که در انتظار لطف و انعام از خواجه است، برای مدتی خبری از او نمیشنود و وقتش را بیهدف میگذراند. وقتی از خواجه میپرسد که آن انعام چیست، خواجه او را به شخصی دیگر ارجاع میدهد. بنده تصمیم میگیرد برود و ببیند آن شخص چه کسی است. در نهایت، او به کسی برمیخورد که از بیتحرکی و بیخبر بودن بنده متعجب است و میفهمد که خواجه به جایی سفر کرده است. بنده به این فکر میافتد که آیا همچنان باید پی حال خواجه باشد یا بهتر است به عوض آن چیزی بپردازد که خواجه وعده داده است.
به طور کلی، شعر به بررسی احساسات انسانی مانند امید، ناامیدی و جستجوی محبت میپردازد.
مفتی شرع کرم عاقلهٔ ملت جودآنکه از مادر احرار چنو کم زاید
هوش مصنوعی: این بیت به تفسیر شخصیتی میپردازد که دارای کرم و بزرگواری است و از خانوادهای آزاده به دنیا آمده است. این فرد به عنوان مرجع دین و قضاوت نیکیها، منشأ خیرو برکت برای ملت تلقی میشود و نقش بسیار مثبتی در زندگی دیگران ایفا میکند.
فتوی بنده چو از روی کرم برخواندحکم فتوی بکند مشکل آن بگشاید
هوش مصنوعی: هر گاه من با نیکی و مهربانی فتوا دهم، حکم و نظر من به حل مشکلات کمک خواهد کرد.
خواجهای بندهٔ خود را نه به تکلیف سؤالبه مراد دل خود مکرمتی فرماید
هوش مصنوعی: یک خواجه (آقایی) بندهاش را نه با زحمت و سختی به پرسش وادار میکند، بلکه با محبت و احترام به خواستههای دلش توجه میکند.
مدتی بنده نیابد خبری زان انعامهم در آن بیخبری عمر همی فرساید
هوش مصنوعی: مدتی خبری از آن نعمتها به من نمیرسد و در این بیخبری عمرم به هدر میرود.
چون خبر یافت هم از خواجه بپرسد کانکیستکه مراآنچه تو فرمودی ازو میباید
هوش مصنوعی: وقتی خبر را شنید، از خواجه خواهد پرسید که این شخص کیست که آنچه تو فرمودی، به او احتیاج دارم.
خواجه گوید که فلانست برو زو بطلببنده دم در کشد و هیچ بدان نفزاید
هوش مصنوعی: خواجه میگوید که شخصی خاصی وجود دارد که به دنبال او برو. وقتی آن شخص به در میرسد، هیچ چیز به آنچه دارد اضافه نمیشود.
چون دگر روز بپرسد که فلان خواجه کجاستتا بدو بگرود و پس به ادا بگراید
هوش مصنوعی: زمانی که فردا از کسی بپرسند که فلان آقا کجاست، تا نزد او برود و سپس با او به گفتوگو بپردازد.
مردکی بیند از این بیهده گو چاکرکیمشت کلپتره و بیهوده به هم درخاید
هوش مصنوعی: مردی بیمعنا را میبیند که نادانانه در حال تلاش و سر و صدا است، در حالی که کارش بیفایده و بیهدف است.
گویدش خواجهٔ ما رفت کنون ده روزستتا رسیدست برو دایه و زن میگاید
هوش مصنوعی: میگوید که آقای ما رفت و حالا ده روز است که به مقصد رسیده، حالا برو و به دایه و زن بگو.
بنده چون از پس آن رفته نخواهد رفتنعوض آن اگر از خواجه بخواهد شاید
هوش مصنوعی: هرگاه بندهای به خواستههایش نرسد، دیگر به دنبال آن نخواهد رفت و اگر هم بخواهد، شاید از خواجه چیزی به دست نیاورد.
ور نشاید که عوض خواهد ازو آیدش آنکه حوالت نپذیرد پس از آن تا ناید
هوش مصنوعی: اگر به کسی که در برابر ظلم سکوت میکند، از او انتظار تغییر و اصلاح رفتار داشته باشی، این انتظار به سادگی برآورده نخواهد شد و تا زمانی که او تصمیم به تغییر نگیرد، چیزی بهبود نخواهد یافت.