شمارهٔ ۲۸۹ - در تقاضا
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف حال و روز خود میپردازد و از شرایط سخت زندگیاش سخن میگوید. او به خداوند اشاره میکند که روزی او را میرساند و میگوید که وضعیت زندگیاش بهگونهای است که هیچ موجودی جز خود او در آن دیده نمیشود. در نهایت، شاعر به عدم وجود هیچگونه آسایشی و فقط نفس کشیدن بهعنوان تنها چیز معین در زندگیاش اشاره میکند.
ای به اقلیم کبریای تو درآسمان شحنه آفتاب عسس
هوش مصنوعی: ای که در سرزمین بزرگت، آفتاب مانند نگهبانی در آسمان است.
چند گویی چه خوردهای به وثاقتو بدانی اگر نداند کس
هوش مصنوعی: چند بار میگویی که چه چیزی خوردهای؟ آیا تو نمیدانی که اگر کسی نداند، برای تو هم مهم نخواهد بود؟
چه خورم خون پنج و شش روزاننپزد مطبخم جز که هوس
هوش مصنوعی: چه چیزی بخورم وقتی که مطبخ من به خاطر هوسهای روزهای پنجشنبه و جمعه، غذایی نمیپزد؟
به خدایی که مجمل روزیبه تفاصیل او رساند و بس
هوش مصنوعی: به خدایی که روزی را به طور ساده و مشخص به بندگانش عطا کرد و تنها به همین بسنده کرد.
که زمین و هوای خانهٔ مننه همی مور بیند و نه مگس
هوش مصنوعی: خانهٔ من به قدری آرام و دور از هیاهو است که نه مور و نه مگس هم در آن حضور ندارند.
هین که اسباب زندگیم امروزهیچ معلوم نیست جز که نفس
هوش مصنوعی: این پند به ما میگوید که امروزه هیچ چیز از وسایل زندگیام مشخص نیست، جز وجود خودم و نفس کشیدن. یعنی همه چیز در زندگی ناپایدار است و تنها چیزی که مطمئن است همین نفس کشیدن است.