شمارهٔ ۲۹۹
هوش مصنوعی: در این بیت شاعر به دوری و بینظمی ناشی از عقل میپردازد و احساسات درونیاش را بیان میکند. او میگوید که این دوری از معشوق، او را خجالتزده و سردرگم کرده است. همچنین از دشواری ابراز احساساتش در حالت مستی و ضجرف بینفسی میگوید و به عذرخواهی پرداخته و به نوعی ناتوانیاش در بیان حقیقت در موقعیت فعلی اشاره میکند.
دوش دور از تو ای مدبر عقلنه به تدبیر عقل دوراندیش
هوش مصنوعی: شب گذشته، دور از تو و از عقل و تدبیر خردمندانه، نتوانستم دوراندیشی داشته باشم.
پیشت از گونه گونه بینفسیکه نگون باد نفس کافرکیش
هوش مصنوعی: قبل از تو، هر نوع بینفسی وجود دارد که برای آن رسوایی دور از انتظار نیست.
کردهام آنکه یاد آن امروزمیکند جانم از خجالت ریش
هوش مصنوعی: من کاری کردهام که امروز به یاد آن میشود، و این یادآوری باعث شده جانم از شرم و خجالت بیفتد.
هیچ دانی چگونه خواهم گفتعذر می خوردگی و مستی خویش
هوش مصنوعی: آیا میدانی چطور میتوانم به تو بگویم که چرا به خاطر حالتی که دارم عذرخواهی میکنم و از مستیام صحبت میکنم؟