شمارهٔ ۲۹۸
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی بزرگی و سخاوت خداوند است. شاعر به ستایش خداوند میپردازد و به معجزات او اشاره میکند که حتی سنگها را جان میبخشد. او همچنین به فراوانی نعمتها و برکات اشاره میکند که به دست خداوند به انسانها میرسد. در نهایت، شاعر ذکر میکند که تلاشش برای سرایش مدح و ستایش خداوند، کوچک و ناچیز است و نمیتواند حق او را بهخوبی ادا کند.
ای کریمی که از سخاوت توروید از سنگ خاره مرزنگوش
هوش مصنوعی: ای بخشندهای که از سخاوتت میتوان از سنگ سخت نیز نعمتهایی همچون مرزنگوش به دست آورد.
تا جهان اسب دولتت زین کردچرخ را هست غاشیه بر دوش
هوش مصنوعی: تا دنیا به تو رونق و قدرت داد، چرخ زمان را بر دوش خود میکشد.
آنکه او تای خدمتت نزندچون ربابش فلک بمالد گوش
هوش مصنوعی: اگر کسی به تو خدمت نکند و به تو توجه نکند، مانند این است که سرنوشتش بر او سختی میآورد و به او آسیب میزند.
چنگ مدح تو ساختم چه شودکه چو بربط شوم عتابیپوش
هوش مصنوعی: من برای تو ساز مدح را نواختهام، اما چه فایده دارد اگر مانند بربط، به خاطر عتاب و خشم تو دلسرد شوم؟