شمارهٔ ۳۲۲ - قسم بر بیگناهی
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به مفهوم مرگ و ارتباط آن با خجلت و نقص انسانی میپردازد. او میگوید که بهتر است از مرگ خجالت نکشد و هیچ حرف و دلیل اضافی از خود نیاورد، زیرا بر قصیدهاش افزوده نخواهد شد و تنها ملال ایجاد میکند. شاعر بر این باور است که تا زمانی که امید به کمال وجود دارد، نباید از ناکامیها هراسی داشته باشد. در انتها، از خداوند خواستار رهایی از سرزنشها و انتقاداتی است که به او نسبت داده شده است.
مرگ از آن به که مرا از تو خجل باید بودنه کتابی و نه حرفی و نه قیلی و نه قال
هوش مصنوعی: مرگ بهتر است از این که من از تو شرمنده باشم. نه نیازی به کتب دارم، نه به گفتار و نه به بحث و جدل.
سخن بنده همینست و بر این نفزایدکه نیفزاید از این بیهده الا که ملال
هوش مصنوعی: من فقط همین را میگویم و چیزی بر آن اضافه نمیکنم، زیرا هر چه بیشتر بگویم، فقط منجر به خستگی میشود.
تا که امید کمالست پس از هر نقصانبیم نقصانت مباد از فلک ای کل کمال
هوش مصنوعی: امید به وصول کمال و تکامل از هر کمبود و نقصی نیست. از آسمان، ای تمام کمالات، نترس از نقص و کمبود که ممکن است پیش بیاید.
به چنین جرم و تجنی که مرا افکندندای خداوند خدایت مفکن در اقوال
هوش مصنوعی: ای خداوند، به خاطر این گناه و این ظلمی که بر من روا داشتهاند، مرا در گفتههایم تنها نگذار.