شمارهٔ ۳۳۸ - در عذر غیبت از مجلس مخدوم
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بدعهدی و گناه خود اعتراف میکند و میگوید که هر چه بگویید دربارهاش سزاوار آن است. او از داوری حاکم و لطف خداوند یاد میکند و به خاطر فاصلهای که از لطف خدا دارد، احساس ناتوانی میکند. او سرشار از غم است که سعادت را از دست داده و نمیتواند به درستی بیان کند که چه احساساتی دارد. شاعر به نوعی مستی اشاره میکند که مانع از بیداری و دیدن حقیقت میشود و تلاشش برای بیان احوالش به شکلی شاعرانه انجام میشود.
من بدعهد را چه میگوییهرچه گویی سزای آن هستم
هوش مصنوعی: من راجع به کسی که به تعهداتش پایبند نیست، چه میگویید؟ هر چه که بگویید، سزاوار آن هستم.
حاکم ار جرم من بود مردمداور ار لطف تو بود جستم
هوش مصنوعی: اگر حاکم به خاطر گناه من مجازات کند، مردم داورند؛ اما اگر تو لطف کنی، من از این مجازات نجات مییابم.
لطف باری بریده باد از منتا به خدمت چرا نپیوستم
هوش مصنوعی: به من لطفی کن و اجازه نده که از تو دور شوم تا بتوانم به خدمتت بیایم.
میندانم ز پای سر زین غمتا برفت آن سعادت از دستم
هوش مصنوعی: نمیدانم به خاطر این غم چطور از مسیر خود خارج شدم و آن خوشبختی را که داشتم از دست دادم.
خواستم تا بیایم و گویمکز حریفان دینه چون رستم
هوش مصنوعی: میخواستم بیایم و بگویم که در میان رفقا و دوستان، مانند رستم دلاور و شجاع هستم.
به سر تو که ذات هشیاریستکه هنوز این زمان چنان مستم
هوش مصنوعی: در سر تو، که خود مظهر آگاهی و هشیاری است، هنوز به قدری شگفتانگیز و جذاب هستی که من را به شدت تحت تأثیر قرار میدهی و مست کردهای.
که گشادن نمیتوانم چشموین قوافی به حیله بربستم
هوش مصنوعی: من نمیتوانم چشمهایم را باز کنم و این قافیهها را با ترفندهایی که به کار بردم به دست آوردهام.