شمارهٔ ۳۶۰ - در عذر
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حسرت و نگرانی شاعر است. او از ناپایداری خود و بیثباتی در زندگی سخن میگوید و به اشتباهاتش اعتراف میکند. شاعر میخواهد نشان دهد که نیتش نیرنگ نیست و از بودن در کنار محبوبش افتخار میکند، هرچند که ممکن است از سایرین ننگ تحمل کند. او بر این باور است که هر عملی که کرده سزاوار انتقاد است و نمیخواهد بار سنگینی روی دوش دیگری بگذارد. در پایان از دوستش میخواهد که با او بدرفتاری نکند و دلش را شاد نگه دارد، چرا که او از کارهای بدش رنجیده و نیکدلی به او نیاز دارد.
ای همه سیرت تو هنگ و ثباتچه کنم بیثبات و بیهنگم
هوش مصنوعی: ای کسی که سیرت و رفتار تو محکم و ثابت است، من چگونه میتوانم در حالی که خودم بیثبات و بیهنگم، از زندگیام ادامه دهم؟
گر خطایی برفت بر قلممهست از آن شرم چون قلم رنگم
هوش مصنوعی: اگر در نوشتههایم اشتباهی باشد، به خاطر شرم از خودم است، چون قلم را به رنگی آغشتهام.
تا نگویی که شعر نیرنگیستحاش لله نه مرد نیرنگم
هوش مصنوعی: من نمیخواهم بگویی که شعر من بازیگری است؛ سوگند به خدا، من مردی نیستم که به فریب و نیرنگ دست بزنم.
از جهانی به تست فخرم و بسگرچه هست از جهانیان ننگم
هوش مصنوعی: من تنها به داشتن تو افتخار میکنم، هرچند که از دیگران شرمنده هستم.
الحق الحق بدانچه کردستمدر خور هر عتاب و هر جنگم
هوش مصنوعی: به راستی که من به آنچه انجام دادهام، سزاوار هر نوع سرزنش و هر جنگ و جدل هستم.
چه شود از من این گران مشمرهم تو دانی که بس سبک سنگم
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که حال و روز من برایت مهم نیست، اما تو خوب میدانی که من در واقع از آنچه به نظر میآید، کمتر سنگین و سخت هستم.
بد مشو با من و مکن دل تنگکه ز بد کرده نیک دلتنگم
هوش مصنوعی: بدی نکن و دل مرا تنگ نکن، زیرا از کارهای بد تو، من هم ناراحت و دلگیر شدهام.