شمارهٔ ۳۶۸
هوش مصنوعی: این شعر درباره خداوندی صحبت میکند که به ذات خود قائم و قیوم است و از کسانی که از خدمت او محروم میشوند، میگوید. شاعر احساس غم و مظلومیت را از دوری از پروردگار توصیف میکند و اشاره میکند که زمانه کسانی که از خدا دور میشوند، به سختی میگذرد و موجب میشود آنها به نوعی در زندگی خود مرحوم شوند.
به خدایی که قائمست به ذاتنه چو ما بلکه قایم و قیوم
هوش مصنوعی: به خدایی قسم که وجودش مستقل و بدون نیاز به چیز دیگری است، نه مانند ما که وجودمان وابسته است. او همیشه هست و همه چیز را نگه میدارد.
که مرا در فراق خدمت توجان ز غم مظلمست و تن مظلوم
هوش مصنوعی: در دوری از تو، جانم به خاطر غم بسیار در darkness و تنم نیز در مظلومیت به سر میبرد.
باز مرحوم روزگار شدمتا که گشتم ز خدمتت محروم
هوش مصنوعی: باز به گذشته بازگشتم و متوجه شدم که اکنون از خدمت و حضور تو محروم شدهام.
هرکه محروم شد ز خدمت توروزگارش چنین کند مرحوم
هوش مصنوعی: هر کسی که از خدمت و همراهی تو محروم شود، روزگارش به همین شکل بیبرکت و غمانگیز خواهد بود.