شمارهٔ ۳۸۱ - در غیبت پیروزشاه از بلخ و تهنیت قدوم او
هوش مصنوعی: احمد مرسل، پس از هجرت از مکه، مدتی در این منطقه در مشکلات و ناامیدی زندگی کرد. اما وقتی دوباره به موفقیت رسید، حالش مانند گلهایی بود که در صبحگاه از نسیم خوش میزند. او در بلخ به پیروزی دست یافت و از آنجا مانند برگهای پاییزی فرو ریخت. وقتی در سایهی حمایت او آرامش یافته و وضع بهبود یافت، دوباره زنده و شاداب شد. او شکرگزاری میکند از اینکه در روزگار حیاتش، اسلام آباد و خرم شده است.
احمد مرسل ز خاک مکه چون هجرت گزیدمدتی آن خطه بود انگشت نومیدی گزان
هوش مصنوعی: زمانی که احمد، پیامبر از زمین مکه به هجرت رفت، مدتی آنجا به شدت غم و ناامیدی حاکم بود.
باز چون باز آمد از اقبال میمون موکبشتازه شد چون در سحرگاهان گل از باد بزان
هوش مصنوعی: پس از آنکه برکت و خوششانسی دوباره به او بازگشت، مانند میهمانی که با خرمی و تازگی به جمع آمده، شور و شوقی شبیه به گلهای تازه را در آغاز صبح پیدا کرد.
بلخ را پیروز شاه احمد همان هجرت نمودتا فروبارید از هم همچو برگ اندر خزان
هوش مصنوعی: بلخ را شاه احمد با هجرت خود نجات داد تا مانند برگهای درختان در پاییز از هم جدا شود و ویران گردد.
باز چون در ظل عالی رایتش آرام یافتزنده شد بار دگر چون از صبا شاخ رزان
هوش مصنوعی: زمانی که در سایهبان بزرگش آرامش یافت، دوباره جان گرفت، مانند این که از نسیم ملایم بهاری، شاخههای درختان زنده میشوند.
شکر یزدان را که شد آباد و خرم تا به حشرقبهٔ اسلام ازین و کعبهٔ اسلام از آن
هوش مصنوعی: خدا را شکر که سرزمین ما رونق و شادی پیدا کرده است، تا روز قیامت، گنبد اسلام از این سو و کعبه اسلام از آن سو برقرار باشد.